افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
شهادت " جهاد مغنیه " از فرزندان برومند لبنان

گریه من بر شهادت " جهاد مغنیه "  بخاطر به خاک افتادن یک جوان نیست ! 

چرا که این گونه رفتن   نهایت زیبایی یک زندگی است   اوج برتری هاست   بهترین دستاورد یک عمر است

گریه من بر خاکستر خویشتن خویشم است !

من بر غبار آرمان هایم میگریم

من از دردی که هماره در درونم میخلد میگدازم

من تشنه ی بی همتی هستم که تلف شدنش حق اوست !

من از ضخامت زیستن دروغینم رنج میبرم

من از چگونه بودنم در افغانم 

من بیچاره !

بیچاره ى بیچاره!

نمیدانم سرم را بر کوبه ی کدامین در بکوبم که امید گشودنش را داشته باشم ؟!

خدایا  روح و احساس و قلب و آرزوهایم درد میکشند !

 

درگوشی:

- هیچ دردی عمیقتر از آن نیست که بدانی استحقاق آنچه میخواهی نداری :(

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٩ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
همیشه متهم !

بهش میگم " وقتی شوهرت سرد و بی عاطفه است تو چرا خودت رو متهم میکنی ؟!!   "

میگه " حتما من خوب نیستم که اون جذبم نمیشه   حتما رفتارم خوب نیست   حتما خوشگل نیستم   حتما ... "

 

درگوشی:

- گاهی زن بودن خیلی غم انگیزه !

- چه ریشه فرهنگی عجیبی در ذهنیت زن ایرانی وجود داره که همیشه خودش رو مسبب همه کاستی ها میبینه !

- آقایونی که راه ابراز علاقه به همسرانشون رو بلد نیستند مطمئن باشن که زن رو ویران میکنند ! ذهن و جسم و انگیزه و شادابی و ...    همه چیز رو

- فقط یه مرد زرنگ میدونه که اگر بخواد در دریای محبت زن زندگی کنه باید همیشه تحسینش کنه و زیبائیهای ظاهری و رفتاریش رو ببینه و به زبون بیاره 

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢۸ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
وبال

اون وقتا میخواستم باشی و نبودی

الان میخوام نباشی و هستی :(

هم بودن و هم نبودنت منو رنج میده ...

خنثی

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢۸ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
من همان خاکم که بودم !

 چه چیزی الان براتون اولویت داره؟

اولویت در فکر و وقت و انگیزه...

بعد از 40 سالگی همون میشه رنگ اصلی وجودتون !

خیلیا بعد از دوران تکامل عقلشون ، فقط یه بانک پولن   بعضیا هم یه کارمند یا خونه دار جدی و کوشا   اونای دیگه هم ممکنه ماشین باز و موبایل باز و ... باشن !

فقط عده کمی به معنی واقعی  یه " انسان اخلاق مدار "  محسوب میشن.

 

درگوشی:

- گاهی حرفایی میزنیم که آرمانی و زیبا هستن ولی در عمل ، بیشترین همت مارو به خودشون اختصاص نمیدن. روی اینا نمیشه حساب کرد !

- ما همونی هستیم که مردم از بیرون میبینن !! یعنی چیزی که تو رفتارمون نمود بیشتری داره. انتقاد هم بخاطر همین مهمه چون رفتار بیرونی مارو قضاوت میکنه ..

- میدونم خیلیا موافق این نیستن . چون همه درونشون رو بهتر میشناسن و از نظر خودشون آدمای خوبی هم هستن ولی مهم اینه که رفتار ما چه اثری روی دیگران میذاره ؟  این نیاز به بررسی همیشگی داره.

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢۳ ] [ ٩:٢٦ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
بدون امتداد

اینکه زوجی بچه ای نداشته باشند واقعیتیه که دیگه این روزا خیلی عجیب نیست  . در هر فامیل و خانواده ای میشه زوج هایی رو پیدا کرد که علیرغم تمایل قلبی به دلایل مختلفی نتونسته اند به این خواسته فطری و طبیعی اشون پاسخ بدند.

نداشتن فرزندان شیرینی که باعث اشتیاق و انگیزه برای ادامه زندگی باشه بقدر کافی در روحیه انسان خلاء ایجاد میکنه و میتونه لحظات تلخی رو رقم بزنه !

جدای از اصل این قضیه ، حواشی ای وجود داره که هیچکس به این بُعدش فکر نمیکنه ولی کسی که خودش در گیر این ماجراست ازش رنج میبره. چیزای کوچیک و به ظاهر بی اهمیت ، ولی دردآور و کلافه کننده.

مثلا یکی از چالش هایی که من همیشه باهاش درگیرم و کلا برام مثل یه موقعیت اضطراب آفرین شده ، نیاز به سرویس لوازم خونه از طرف کمپانیهای ارائه خدماته !!

چرا؟ چون اون ها اصرار دارن که حتما در ساعت اداری مراجعه کنند یعنی 8 صبح تا 4-5 عصر .... یعنی زمانی که اگر من خونه  باشم تنهام و خوب برام سخته که یک یا دو مرد غریبه بخوان بیان و مثلا وسیله ای رو نصب و یا تعمیر کنن. همیشه هم بهشون اعلام میکنم که از ساعت 6 شب به بعد تشریف بیارن ولی یا ظاهرا موافقت میکنن و بعد مثلا ساعت 4 میان و یا اینکه کلا میگن در اون ساعت خدمات ارائه نمیدن و ما باید از مزایای گارانتی وسایل صرف نظر کنیم. حالا همین وضعیت رو در مورد  خرابی خط های تلفن  هم در نظر داشته باشید.

موقعیت دیگه ای که بازم منو آزار میده و شاید اصلا به نظر نیاد وقتیه که بخوام نذری بپزم و یا گوشت قربونی بین همسایه ها پخش کنم ! اینکه خودم شخصا باید برم دم در خونه ها ... در حالیکه  همسایه ها معمولا بچه ای یا نوه ای دارن که اون ها این کارها رو انجام میدن . البته بیشتر مواقع این امر خطیر ! رو  گرامی همسر تقبل میکنند ولی دلم برای ایشونم میسوزه :(

یکی از چیزای دیگه هم که کمبود حضور یه بچه رو خیلی پررنگ میکنه وقتیه که مهمون بی دعوت میاد خونه امون و مثلا امکانات پذیرایی در حد خوب و کامل فراهم نیست. تحمل شرمندگی جلوی دیگران برام خیلی سخته و از طرفی هم نمیشه به مهمونا بگم شما باشید تا من برم بیرون وبرگردم  مثلا برم یه جعبه شیرینی بخرم و یا  دو کیلو پرتقال و...

شاید باورتون نشه ولی زیاد اتفاق میافته که همین چیزای به ظاهر بی اهمیت ، دلم رو پر از غصه کرده ...

میشه لطفا برام ننویسید که  " نداشتن بچه یه دردسره و داشتنش هزار دردسر  " ؟نیشخند

چون قبولش ندارم!

هر شرایطی برای خودش سختی هایی داره که شاید به چشم کسی نیاد و فقط اون فرد خاص درکشون کنه. البته قبول دارم که  بعضی وضعیت ها میتونن سخت تر باشند.

 

درگوشی:

- محرومیت ، بخشی از زندگی واقعی همه انسان هاست و فقط نوع محرومیت ها در انسان ها متفاوته  مثلا یکی فرزند نداره و دیگری پول نداره و سومی حامی عاطفی نداره و چهارمی... 

- باید روبرو شدن با محرومیت های زندگی رو یاد گرفت تا افسردگی ناشی از اون ، زیاد عمیق و ادامه دار نشه .

- انسان ذاتا اجتماعیه و موقعیت های تنها موندن ، رنجش میده .

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢۱ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
ناامیدی توهمی بیش نیست !

در زبان عربی که زبان قرآن و ائمه (ع) ماست ، واژه هایی وجود داره که معناهای متفاوتی میتونه داشته باشه و به گونه ای صحبت شده که جمله ، میتونه معناهای مختلفی داشته باشه.

یکی  از اون واژه ها ، کلمه " جبّار " از ریشه  ( ج ب ر ) هست.

ما وقتی این کلمه رو میشنویم اولین معنایی که به ذهنمون تبادر پیدا میکنه ، اینه " کسی که با زور خواسته اش رو إعمال میکنه " . معنای درستی هم هست . در قرآن و در ادعیه و روایات از اینکه در هستی ، تنها زورمند ، خداوند است و بس ؛ زیاد سخن گفته شده و باز هم بیان  شده که خداوند هم انتقام میگیره و هم جباره ! یعنی چیزی نمیتونه روبروی اراده اش ایستادگی کنه.

اما جبار معنای دیگه ای هم داره که لطیفتره و با ویژگی " رحمت الهی " نزدیک تر !

" جبار " یعنی  ( بسیار جبران کننده )  ... یعنی کسی که قدرت داره و میتونه عقب افتادگی های ما رو تبدیل به پیشرفت کنه . خدا میتونه طوری زندگی  مارو تغییر بده و در جهت درستش هدایت کنه که در کمترین زمان ، شکست ها و عقب افتادگی های ما جبران بشه !

در ادعیه خطاب به خداوند ، آمده که " یا جابر العظم الکسیر "  ! 

یعنی ای کسی که استخوان های در هم شکسته  رو ترمیم میکنی !

واقعا از ما در هم شکسته تر چه کسیه ؟ وقتی به زندگی خودمون دقیق میشیم میبینیم با خوبی ها فاصله پیدا کردیم . چیزهایی برامون اولویت پیدا کرده که اصالت ندارن و نهایتا تا تعریف و تحسین دیگران ، بُرد داره ولی در عمق زندگی ما نه تنها پیشرفتی رو ایجاد نمیکنه بلکه عقبگرد و خسران هم محسوب میشه ...

در این شرایط اگر دلگرم به وجودی نباشیم که (هم قدرت داره     و هم دلسوز و مهربانه     و هم  بخل و خسّتی در عملکردش نداره) ، باید تسلیم ناامیدی بشیم و خودمون رو از دست رفته ببینیم. در حالیکه ما هرگز در دنیا رها شده نیستیم . یعنی اصلا اینطوری نیست که وقتی غم داریم  وقتی گرفتاریم  وقتی نیاز به کمک داریم ؛ کسی نباشه که توانایی جبران عقب افتادگی ها ما رو داشته باشه !

ما ناتوانیم ولی او تواناست ...

ما راه رو نمیشناسیم ولی او آفریننده راه هاست

ما خسته ایم ولی او هر لحظه در حال آفرینشه و خستگی و خواب و نیاز به استراحت برای او معنایی نداره...

خلاصه ما نمیتوانیم و   او ... فقط "او " میتواند .

به او اعتماد کنیم ...

واقعا با وجود " خداوند " مفهومی به نام ناامیدی  ، فرصتی برای وجود نخواهد داشت.

 

درگوشی:

- کشتی امام حسین (ع) ، سریع تر و گسترده تر در اقیانوس رحمت الهی حرکت میکنه !

[ ۱۳٩۳/۱٠/٦ ] [ ٧:٢۱ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
قهرمانان

آدمای خوبی که تو زندگی میبینیم دو دسته هستن .

دسته اول اندیشه های خوبی دارن و خوب حرف میزنن

دسته دوم قدرت و توانایی خوبی دارن  و خوب رفتار و عمل میکنن .

همیشه دلم میخواست از دسته دومی ها باشم و نبودم خنثی

 

درگوشی:

- آخه کی یک و نیم نصفه شب پست میذاره ؟

[ ۱۳٩۳/۱٠/٥ ] [ ۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
من و رفتن 5 !
[ ۱۳٩۳/۱٠/٤ ] [ ۸:٤٠ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
من و رفتن 4 !
[ ۱۳٩۳/۱٠/٤ ] [ ٦:٢٩ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
من و رفتن 3 !
[ ۱۳٩۳/۱٠/۳ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
من و رفتن 2 !
[ ۱۳٩۳/۱٠/٢ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]
من و رفتن !
[ ۱۳٩۳/۱٠/۱ ] [ ٧:۳٤ ‎ق.ظ ] [ هیدرا ] [ نظرات () ]