افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
آهنگ رحیل
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۳٠ : توسط : هیدرا

بیشتر شمایی که اینجا رو میخونید سنتون اقتضای سالهای دفاع مقدس رو نداره و شاید انتقال حس و حال ما در اون روزا به شما واقعا ممکن نباشه ...

همیشه برام این سوال بود که واقعا چطور میشه جوونا رو به اون فضا هدایت کرد ؟ خصوصا این که خیلی زیاده خواه و پرتوقع هستند و با هم نسلای من تفاوت زیادی دارند.

نسل جدید خیلی اهل زحمت کشیدن نیستن ولی مطالبات زیادی دارن ... تعامل باهاشون ، هم اطلاعات زیادی میخواد و هم حوصله وافرررر

خلاصه اینکه من واقعا در این که  آیا میشه بهشون اون فضا رو منتقل کرد تردید داشتم.

اما این روزا با ورود شهدای مدافع وطن دوباره عطر ایثار ،  عطر شهادت ، فرهنگ خداخواهی و نه دنیا طلبی   ، حس و حال کربلایی شدن ... حسینی بودن   و شیفته سلوک و معنویت بودن در مشام طالبانش پیچیده...

دوباره فضایی معنوی داره مستولی میشه که به شدت تاثیر گذاره.

میدونم بازم مثل اون وقتا خیلیا دائم آیه یاس میخونن  ولی چیزی که مهمه اینه که راه بازه... راه خوب شدن  خوب موندن  راه شهادت   راه انسان شدن و بودن .

عرصه هنرمندی ماست تا نقش ایفا کنیم " در این زمانه پر حیرت و پر فاجعه "

 

درگوشی:

- دلم برای تموم جوونایی که دارن اعزام میشن به جبهه های نبرد میلرزه ... در دوران دفاع مقدس روحیه حماسی بیشتری داشتم و یه سر نترس ؛ اما الان ...

شاید احتیاط و محافظه کاریم معلول سن و سالم باشه ... ولی از خدا میخوام دوباره روح حماسی رو بهم تفویض کنه . چرا که نه ؟ مگه بخیله !؟

- باید تلاش کرد ... گناه رو باید ترک کرد . باید با روح جاری در زمان سنخیت پیدا کرد. با حرف نمیشه.

- ای صاحب دهر و زمان و ساعت و لحظه ها ، از چیزی که هستم شرمسارم . مرا با قدرت روحی خودت ، و با محبت همیشگی خودت ، و با دانش لدنی خودت دگرگون کن... در من سنخیت بیافرین  ... تا از حرف هایم عمل بروید ... تا راضی شوی ... تا حرکت کنم ... تا خاکی شوم که بر آن گام مینهی ... مرا از خودم جدا کن.




 
2
ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۳ : توسط : هیدرا

شاید وبلاگداری منسوخ شده به نظر برسه ولی به نظرم هنوزم بهترین جائیه که میشه توش خلوت کرد و نوشت ... به همدردی و همراهی دیگران دلشاد شد. راهنمایی گرفت  راهنمایی کرد  خندید  گریه کرد  قهر کرد و رفت !

چندین ماه نبودم ... الانم نمیدونم بازم هستم یا دیگه نیستم. مدت کوتاهی جای دیگه ای نوشتم ولی دیدم بی حوصله تر از اونی هستم که بخوام با نام مستعار از اول شروع کنم.

فعلا اینجام  میمونم  میرم  نمیدونم!

تلگرام و واتساپ و ... خیلی در شتابن !

من به آرامش نیاز دارم   به آهستگی و تانی و تامل ...

خلاصه اینکه هر وقت حالم خوب بود هستم   هر وقت حالم بد بود نمیدونم هستم یا نه !

تو این مدت دوستان زیادی احوالپرسم بودن .. ازهمشون ممنونم و همینجا یکجا به همشون سلام میکنم و ازشون تشکر .

ممنونم که انقدر خوبید  و عزیزید و با محبت

ببخشید که انقدر بی وفا و ... بودم و هستم.

دوستتون دارمقلب


 
1
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۳ : توسط : هیدرا

پر شدم از شب !

 

درگوشی:

- من و دلتنگی   همین الان یه هویی !