افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
جور دیگر باید دید !
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٩ : توسط : هیدرا

وقتی ازم دلگیر میشی و فوری شکایت میکنی یعنی ازم خیلی توقع داری !

 اما این ناراحتم نمیکنه

آدما از کسانی که خیلی دوست دارند زود به دل میگیرن  ...چشمک


 
صله آسمانی
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٥ : توسط : هیدرا

میراث خانوادگی چیزیه که اصالت آدم ها رو نشون میده

ثروت  فرهنگ  دانش ... هر کدوم میتونن جزء این میراث محسوب بشن.

اما یه نوع ممتاز وجود داره که در واقع هدیه ای آسمانی برای افراد ویژه است!!

عماد مغنیه فرمانده شاخه نظامی حزب الله لبنان بود که چندین سال پیش به دست صهیونیست ها به شهادت رسید

سال پیش پسرش ، جهاد مغنیه در مبارزه با داعش به شهادت رسید و دیروز برادر خانم عماد مغنیه ،مصطفی بدرالدین که جانشین عماد هم بود به دست صهیونیست ها به شهادت رسید.

گویی شهادت میراثی است که دست به دست بین مردان این خاندان میچرخه تا جایگاهش رو پیدا کنه...

عماد مغنیه شوهر خواهر سردار سلیمانی    ، سردار سرافراز ایرانی بود ...

وصلت جهاد و شهادت و ایثار ...

پیوند مبارک بندگی خدا  ...

 

درگوشی:

-  ما کجای این مسیر ایستاده ایم ؟

- دنیا چقدر کوچیکه !  مرز پیرامون ما اسلامه ... مرزهای جغرافیایی وجود نداره.

- امامم ، غذرخواهی میکنم . 

- دلم بیقراره !


 
همراه اول ؟!
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٢ : توسط : هیدرا

دیگه مثل قدیما توی انبوهی از ایده ال ها غوطه ور نیستم !

اینا مال 20 سالگیم بود... 

این روزا دقیق میدونم چی میخوام؟   چی اذیتم میکنه؟  چی برام لازمه و کجای کارم ؟!!!!

فقط دیگه وقتش گذشته و جسارت ابرازش رو از دست دادم :(

 

درگوشی :

- هرچی تجربه ات بیشتر میشه شفاف تر میشی برای خودت ... بعد میبینی چیزی که همه عمر اذیتت میکرده رو دائم نادیده میگرفتی ولی اون تو رو نادیده نمیگرفت !!


 
آفرینش 70 راه درمان قبل از آفریدن بیماری
ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٢ : توسط : هیدرا

"مقایسه" یکی از بهترین روش ها برای بررسی نتایج یه تلاش محسوب میشه !

مشکل مغزی که برای مامان خانمم پیش اومده بود یه روند آهسته ولی پیشرونده ای داشت که از سال 84 شروع شده بود ولی  پزشکان سال 92 اون رو تشخیص داده و شروع به درمان کردند ! یعنی 8 سال تاخیر که میتونست بسیار در نتیجه درمان تاثیر گذار باشه.

یکی از اقوام دور که یه مرد قوی هیکل و بسیار چابک از نظر بدنی بود هم به همین بیماری مبتلا شد و البته یه چیزی حدود 4 یا 5 ساله که شروع شده...

هفته پیش در یه مهمونی فامیلی ، این فرد رو دیدم. داروهایی که مصرف میکنه همون داروهاییه که مامان خانمم مصرف میکنه و با همون میزان...

مامان خانم به لطف رژیم آقای خدادادی و طب سنتی و زالوهای معجزه گر ، در صحبت کردن و بلع غذا و قدرت پردازش فکر و درک مطلب و روحیه شاد و بسیار حساس  ، هیچ تفاوتی با من و شما ندارن  ولی ... ولی اون مرد قول هیکل ، تبدیل به یک مرد لاغر با بیانی نامفهوم شده که انگار توانی برای صحبت نداره ، همراه نگاهی خیره و چهره ای مسخ شده :(

دردآوره واقعا که یه انسان با یه بیماری تبدیل بشه به یه موجودی که انقدر ترحم آور به نظر برسه...

خلاصه اینکه وقتی با خواهرم صحبت میکردیم هر دو با شگفتی به این اعتراف کردیم که مامان خانم با وجودی که سابقه بیماری طولانی تری دارن ولی به نحو معجزه آسایی از آسیب های این بیماری جستند.

فکر نکنید که این علائم رو ما در ایشون ندیدیم ... نه !  دقیقا تایک سال قبل که ما رژیم طب سنتی رو شروع نکرده بودیم این علایم در مامان خانم هم ظاهر شده بود ولی با گذشت 3 ماه از رژیم خاص ، این علایم شروع به محو شدن کردند تا اینکه بسیاری از عوارض بیماری کلا ناپدید شد. ( الحمدلله)

ما حدود 5 ماه این رژیم رو برای ایشون اجرا کردیم و بعد خیلی آروم به رژیم غذایی معمول برگشتند و البته خودشون هیچ آگاهی خاصی نسبت به اونچه که گذشت ندارند ! یعنی در شروع این رژیم متاسفانه درک درستی نسبت به وقایع نداشتند در حالیکه الان مثل من و شما هستند

وعده طب سنتی در متوقف کردن بیماری انجام شد.

از همون اول بهمون گفتن که در طب سنتی درمان قطعی برای این بیماری وجود نداره ولی میشه متوقفش کرد .

الان پیشرفت بیماری متوقف شده و عوارض زیادی از اون هم کلا محو شده ... اگر چه کاملا درمان نشده .

خدایا شکرت.

درگوشی:

- کاش سیستمی در درمان کشور ایجاد بشه که از طب رایج و طب سنتی هر دو با هم برای درمان استفاده بشه ... نتیجش شگفت آور خواهد بود.


 
همیشه هستی !
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٠ : توسط : هیدرا

پروردگارم تو را سپاس که  اندک تلاشم را میبینی و مراقبم هستی

اگر دور بودم و بی خبر از تو ، تقصیر من بود و هست  ناراحت

وجود پر مهر تو را نسزد که بنده ای بینوا  و تنها مانده در حوادث را به حال خود رها کنی

در حالیکه در سکوت قلبش با تو راز میگوید و شکوه میکند و التجا میبرد

این بار هم بمانند هزاران بار قبل... نه ... به مانند همیشه و همیشه ، با نوازشت التیامم بخشیدی

با همه وجودم زمزمه میکنم

" لااله الا انت   سبحانک   انی کنت من الظالمین "


 
فریادی به عمق خلاء
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٠ : توسط : هیدرا

نمیدونم چرا  ؟ !!  ولی خیلی درگیرم...با دلم  با قلبم   با گذشته ام   با آینده ام

باقلبم با قلبم!

کاش کسی پیدا میشد و حق رو به من میداد . یه جور خاصی ناامیدم ازینکه کسی حقم رو به رسمیت بشناسه... احساس تنهایی عجیبی میکنم. گاهی دنیا خیلی خالی به نظر میاد . انگار تو تاریکی فضا، و تو سکوت وهم انگیزش  غوطه ورم  و اراده ام کارگشا نیست... تنهایی وحشتناک

انگار دوباره لشگر سیاهی هجوم آورده و این بار من خیلی بی طاقتم ... خیلی!

 

درگوشی :

- هر چی فکر میکنم نمیدونم کی و چطوری و با چه کلمات و روشی میتونه آرومم کنه ... خدایا کمکم کن لطفا!

- ناامیدی باعث میشه پَر پَر بزنم ... نجات بخشی نیست.


 
حیفا را با موشک میزنیم !
ساعت ٥:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩ : توسط : هیدرا

در تلگرام ، عضو کانال مجاهد دمشقی هستم که ادمین هاش در جنگ سوریه و عراق و یمن حضور دارند و از عمق جبهه و جنگ ، آخرین اخبار  رو در اختیار کاربران قرار میدن...

یه کانال بی نظیر که میبرتت به خط اول مقاومت !

بخش بسیار جذابش برای من ، رصد های هواییشه که تا به حال ندیده بودم جز در فیلمای هالیوودی ...

وقتی تو کانالم احساسات متفاوتی رو تجربه میکنم ... شوق   افتخار   التهاب   دل نگرانی  دلدادگی !   اشک و  البته خنده های حلال

جنگیدن کار سختیه ... خدا قوت دلاور شجاع و پاکباخته!

نمیدونم با توجه به خانم بودنم ، چطوری میشه خودم رو عضو " نخسا " بدونم ؟!!

( نیروهای خودجوش سپاه اسلام )

تصویر تکفیریهای هلاک شده ، تصویر شهدای نخسا ، کلیپ های کوتاه از لحظه شهادت رزمندگان ، تصویرهای رصد شده از تحرکات مشکوک دشمن در منطقه و خصوصا  محدوده اردن و سعودی و سوریه که وادی یابس در اون قرار داره ... منطقه ای   که در روایات ، منطقه ظهور سفیانی اعلام شده و ... از مطالبیه که با دقت بررسیشون میکنم.

تا به حال 7 بار حذفش کردن و دوباره بچه ها دور هم گرد اومدن !

جالبه که این حذف ها ظاهرا داخلیه !!!!

خلاصه اینکه در دوره عجیبی زندگی میکنیم ...

الان واژه " عقب افتاده " به کسی میگن که با وجود این همه وقایع مهم در دورو برمون  هنوز تنها دغدغه اش ، نق زدن به کاستی های اجتماعی باشه!!

دوران نوجوونی و جوونی من  همزمان با دوران جنگ بود که خب من کاری ازم بر نیومد . الانم که میانسالم در مقدمات ظهور آخرین امام معصوم (ع) قرار داریم که بازم بعیده کاری ازم بر بیاد !! کاش برای حسرت هم ارزشی بود !

 

درگوشی:

- هر جا اسم " مجاهد دمشقی " میاد بعضیا نگران میشن :))

 

درگوشی بیربط :

http://www.khabaronline.ir/detail/531189/weblog/golzari

- وقت کردید این لینک رو هم بخونید . ربطی به مطالب بالا نداره فقط جهت اطلاعه.


 
حوصله ندارم اسم انتخاب کنم !
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۸ : توسط : هیدرا

همیشه نسل میانسال ادعا میکنه که نسل جوونتر خیلی از ارزشهای اون ها رو رعایت نمیکنه و از بین برده !

وقتی خودمم 20 ساله بودم این گفته رو از بزرگترا میشنیدم...

الان خودم میانسالم و به عینه مصداق این گفته رو در رفتار جوون های این دوره میبینم!

ولی یه فرقایی هم وجود داره .  شتاب تغییرات ، جنس تغییرات ، و مشخص نبودن مرز رفتار ها ، از خصوصیت هاییه که در رفتار امروز جوون ها دیده میشه. علتش رو واقعا نمیشه در یکی دو مورد از مسائل محدود کرد . حتما طیفی از علل وجود دارن که  یکی از مهمترینش ، ورود انسان به دنیای مجازیه که باعث دسترسی سریع به فرهنگ های مختلفه ... قدیم برای آشنایی با یه فرهنگ باید سفر میکردی یا کتاب های مختلف رو زیر و رو میکردی و باهاشون حرف میزدی و ...   ولی امروزه شما بطور مجازی قادری اون فرهنگ رو تجربه کنی در کوتاهترین زمان ممکن... 

این باعث میشه که زمان ته نشین شدن یه فکر یا رفتار در نسل جدید طولانی نباشه و دارای عمق در ادراک نشه. نسل حاضر خیلی از کار ها رو مرتکب میشه ولی نمیدونه واقعا چه بار فرهنگی پشت این رفتار و گفتارشه.

خلاصه اینکه این نسل رو  نه میشه متهم به سطحی بودن کرد و نه میشه تجربه ها و دنیاشون رو نادیده گرفت...  از طرفی عمق نسل قدیم تر خودشون رو ندارن و از طرف دیگه دارای تجربه هایی شدن که دیگران نداشتن.

البته من آدم خوشبینی هستم و اعتقاد دارم فرجام خوشی خواهند داشت!

 

درگوشی:

- وقتی بچه ای دو ساله کاری رو انجام میده که به نظر دیگران شیرین میاد به کار بردن عبارت " عزیزمممم "  ، یه رفتار پذیرفته شده ای از طرف بزرگترهاست. چون در این "عزیزم " گفتن ، دنیایی از نوازش عاطفی  و محبت و عشق نهفته است که یه بزرگتر نسبت به بچه ابراز میکنه ولی اگر این رفتار برعکس بشه خیلی مضحک به نظر میرسه! یعنی مثلا یه دختر 20 ساله در قبلا رفتار یه فرد 50 ساله ازین عبارت با لحن خاصش استفاده کنه ؛ حسی که به بزرگتر دست میده اینه که این جوون حد خودش رو نمیدونه و با من مثل بچه رفتار میکنه . ... این دقیقا نمونه ای از اتفاقیه که داره در سطح جامعه میافته. نسل جدید رفتاری رو مال خودشون میکنن که مشخصه نسلی بزرگتر از خودشونه و درک درستی از جایگاه این رفتار رو ندارند .


 
دشمن ،خودیه!
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٧ : توسط : هیدرا

 نمیدونم اسم این بیماری چیه که وقتی انقدر گرفته و رنجیده و ناراحتم،با اینکه میدونم فقط صحبت با خدا آرومم میکنه  ولی طفره میرم همش     و حاضر نیستم وقت بذارم!!

 

درگوشی:

- خدایا شفام بده لطفا!


 
جان کلام
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۳ : توسط : هیدرا

از اینکه زورم به دنیا نمیرسه کلافه و خسته ام

همین !


 
همیشه
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۳ : توسط : هیدرا

در شگفتم از خویش

بیش از دیگران  !

چرا دلم تو را رها نمیکند ؟

در این روزگار که همه ، همه را ... حتی خویش را از یاد میبرند ؛ تو همچنان هستی!

در یادم  ... در قلبم ... در تمنای دلم

تو هستی

هستی

با من !

نگران


 
مسابقه با خود !
ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۳ : توسط : هیدرا

وقتی موانع سر راه زیاد میشه یعنی تصمیم و راهت درسته !!

عادت های قبلی مثل سرگرمیها و دلبستگی ها  ،  دغدغه های دیرین مثل آرزوها و گرایشات و  خیلی از مواقع ، فراز و نشیب های طبیعی زندگی میتونن موانعی باشند که باید فتح بشن.

 

درگوشی :

- هیچ سدی سخت تر از تغییر عادت ها نیست  ( به جون خودم و شما ) چشمک

- زخم ها رو باید درمان کرد و درمان بعضی جراحت ها ، تحمل و گذر زمانه !!

- درگوشی دوم زندگی رو تلخ میکنه و باعث میشه شکایت کنیم، بد خلقی کنیم ، ناامید بشیم، بی انصافی کنیم یابه دیگران جفا کنیم

- دنیای عجیبیه ... کسی که برامون بیشتر از دیگران زحمت میکشه آخرین نفریه که به نظرمون مهم میاد :(

- گاهی در تمام زندگیت یه جای خالی هست که قرار نیست پر بشه. زیاد بهش نگاه نکن ( وگرنه چشمات بارونی میشه مثل الان من )

- وقتی آسیب پذیر و گریان و نالان نیشخند میشم حس میکنم هیچ مرهمی توی دنیا به جز خدا وجود نداره. خدا تنها معجزه منه!