افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
جای خالی
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٥ : توسط : هیدرا

کاش میدانستی که گاهی از وقت ها چقدر دلم برایت پر میکشد !؟!

چقدر بی تابت میشوم   چقدر دلتنگت میگردم  چقدر بهانه ات را دارم

کاش می دانستی

کاش !

 هنوزم در بدر نگاه نافذ از پشت عینکت هستم که مرا بنگرد و با جدیتی ملایم راه درستم را گوشزد کند

دلم برایت تنگ شده است  دلم برای خودم تنگ شده است

آن قسمت از خودم که همیشه در تمنای تو بود ... همیشه !

آه خداااا


 
درسی نو
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٥ : توسط : هیدرا

 این روزا زیاد حرفی برای گفتن ندارم. سکوت برام سرشار از آموختنی ها و تجربه های متعدد و تازه است. دارم دنیای جدیدی رو تجربه میکنم. تحولات جدید !

 

درگوشی:

 - خط بالا درگوشی پست جدیدم بود و بعد دیدم از متن اصلی بهتر و مهم تره ، متن قبلی رو پاک کردم !


 
کاش
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٥ : توسط : هیدرا

کاش هممون انقدر جنبه داشتیم که بدی های دیگران رو بهشون میگفتیم و پشت سر هم بدگویی نمیکردیم.

کاش از شنیدن نواقصمون از  زبون دیگران کینه به دل نمیگرفتیم و منتظر مچ گیری متقابل نمینشستیم

کاش من بتونم به جای تحمل کردن کسانی که طرز فکر و نحوه برخوردشون رو نمیپسندم خیلی صریح بهشون بگم که به درد دوستی هم نمیخوریم .

کاش همه کسی رو داشتن که باهاش صمیمی باشن و از گزندش در امان.

کاشکی رو کاشتیم در نیومد!!


 
برند خودم !
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱۱ : توسط : هیدرا

یکی از دوستان رفته بودن عبدل آباد برای خرید

اونجا مواجه میشن با یه پرده فروشی

پرده فروشی "هیدرا" !!

درگوشی:

-  باید برای  استفاده تجاری از اسمم ازشون شکایت کنم یا درصد بگیرم؟ 

- معروف شدم رفت ... عینک دودیم رو کجا گذاشتم؟


 
فقط تو !
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٦ : توسط : هیدرا

همیشه تو اولی

شک نکن

تو مرا میخواهی برای خودت

من تو را میخواهم برای خودت

هر دو میخواهیم

برای تو فقط !

 

درگوشی:

-  گم شده ام .


 
 
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۳ : توسط : هیدرا

باید واکنشهای افراد رو در موقعیت های مختلف دید و بعد تصمیم گرفت که دوستشون داشت یا نه؟

حیف که این واقعیت بعد از آزمون و خطاهای بسیار فهمیده میشه...


 
از ماست که بر ماست
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۳ : توسط : هیدرا

ناامیدی چیز بدیه

ازون بدتر اینه که آدم از دست خودش ناامید بشه... آدم نتونه به خدا    به خودش قولی رو بده

بدتر از بدتر اینه که حس کنه خودش خیلی نامرده... بی تعصبه... نمیتونه پای حرفش بایسته.

تو این لحظات حتی روی التجا به خدا رو ندارم. توی ذهنم دنبال راهی و کسی میگردم که نجاتم بده ولی هیچکسی جز خدا در عالم نیست... اصلا نیرو و اراده موثری وجود نداره... هیچ.

بدون خدا همه چیز،  هیچیه!!

درگوشی:

- خدایا تنها پناه دنیا تویی . لابلای نورانیت دیگران  ،سیاهی های منو نادیده بگیر. توان اداره خودم رو ندارم مگر اینکه با نیروی محبتت دلم رو تسخیر کنی... خدایا لطفا کمک