افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
" أ من یجیب " میخوانم !
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۱ : توسط : هیدرا

چشمانم پژوهشگر شدند و سرعت سقوط اشکهایم را در حالت های مختلف اندازه میگیرند!

رتبه ی نخست ار آنِ حس بیچارگی و تمناست  ...  داغ و درشت و ملتمس، مثل فریاد !

مدال نقره نصیب لحظات شرمندگی و توبه است ...پیوسته و بیصدا و تنها !

سکوی سوم به احساس خلاء میرسد ... ماسیده در قاب حدقه  ، ساکت و مات !

امشب اما  ملتهبم ...

کسی در کائنات صدایم را میشنود؟

آیا کسی هست تا خواسته ی بیچاره ای را پاسخ گوید و سنگینی غم را از دلش بزداید؟

آیا کسی هست؟