افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
فرصت مُرده!!
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱ : توسط : هیدرا

 یکی از همکارا که دانشجوی دکترای دانشگاه آزاده :   تستای استعداد تحصیلی رو چقدر زدی؟

من : کمی بالاتر از 50 در صد

اون : کتابش رو گرفته بودی؟

من : مگه کتاب داره ؟!!  من خبر نداشتم ؟ فکرکردم تست هوشه !!

اون :  آره بابا ... کتابش چاپ شده !

من : من خیلی گرفتار بودم اصلا نتونستم چیزی بخونم فقط کارت رو گرفتم و رفتم سر آزمون !

اون : خوش به حالت بابا ! من پارسال تو سراسری ، 3 در صد  زده بودم!

من: تعجبناراحتناراحتقهر

 

درگوشی:

- یادم میافته کلی دلم میگیره !

- دلم میخواد زندگی شهری و دغدغه ی کار و تحصیل و... همه رو رها کنم و برم تو یه روستا یه باغچه ی کوچیک داشته باشم و سبزی بکارم !!  البته نقاشی بکشم و گاهی هم برم دریا شنا و بیشتر مواقع هم برم کوهنوردی !

- گاهی دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم ! مثلا یه ساعت ... دو ساعت یا شایدم بیشتر !تا ریشه ی همه چیزایی که باعث میشن یه وقتایی همچین توی خودم فرو برم که زمان و مکان رو یادم بره ؛ از عمق وجودم بریزه بیرون !! یعنی میشه؟

- حیف که دیگه حوصله ی قبل رو ندارم وگرنه یه تحقیقات میدانی انجام میدادم در مورد  "زنان وبلاگ خوان " ! بسکه این دو سه روزه ی اخیر از دست این جماعت همه چی دان خندیدم !!!

- اینجا عکس جائیه که دلم میخواد برم!!