افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
من ، دوستم !
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٤ : توسط : هیدرا

   وقتی با دیگران در حال گفتگو هستم معمولا علاوه بر کلمات، به رفتارا و حالتای افراد هم توجه میکنم. البته همه این حالت رو کمابیش دارن ولی در بعضیا قویتره و در بعضیا ضعیف تر. برای من حالت چهره و حالت صدا و نحوه ی صحبت کردن خیلی مهمه ... حتی مهمتر از واژه هایی که به کار میره! این توجه به آیکونای دیگه غیر از چهره ، در مکالمات تلفنی هم وجود داره !

دوستی دارم که معمولا هفته ای یکی  دوبار با هم تلی صحبت میکنیم. از همه چی...

نمیدونم دوستیمون چطوری شکل گرفت و به این حد رسید ؟!  راستش اتفاقاتی که شروع این ارتباط رو رقم زدند دقیقا یادم نیست ! چند سالی ازش میگذره و الان راهمون خیلی به هم دوره و تماس تلی راحت ترین نحوه ی تماسه .

خلاصه اینکه من به صدای دوستم خیلی حساسم. از روی صداش میفهمم حالش خوبه یا نه ؟  از چیزی ناراحته ؟! خسته است یا کلافه؟ دلتنگه یا از روی ادب واحترام و حق شناسی تماس گرفته ؟! حتی وقتی از دستم دلخوره این رنجش تو صداش موج میزنه :))

جالبیش اینجاست که وقتایی که میخواد از چیزی که رنجش میده ، صحبت کنه ؛ معمولا نحوه ی حرف زدنش تغییر میکنه :)) بعضی از کلمات رو انگار نصفه و نیمه ادا میکنه و زود میخواد از روی موضوع بپره . البته من با بدجنسی وادارش میکنم در موردش حرف بزنه شیطان

(بدجنس خودتونید ! حالا من گفتم از روی بدجنسی ، ولی شما چرا باور  کردین ؟؟!)

درواقع علت اینکه نمیذارم بپره بره اینه که باید چیزی که رنجش میده رو به زبون بیاره ... در موردش صحبت کنه تا سنگینی قضیه تو وجودش کمتر بشه. اینو به تجربه کشف کردم که وقتی چیزی تو وجود انسان هست که با کسی در موردش صحبت نمیکنه مثل یه گره وسط قلبش میمونه و اذیتش میکنه. میخوام ازین گره هایی که تو وجودشه راحت بشه

(  از روی کنجکاوی ( همون فضولی مودبانه )  نیستاااا  ... بسکه آدم خوبی ام منننننن )زبان

یکی از اخلاقای خیلی خوبش ( خدائیش صفات خوب خیلی زیاد داره ... خیلی ) اینه که وقتی صحبتمون تموم میشه معمولا یکی دو تا اس تقدیر و تشکر و ابراز محبت برام میفرسته و من معمولا عاشق این اس های بعد از تماسشم!!

اما  یه چیزی هم هست که من اصلا ازش خوشم نمیاد و اونم اینه که گاهی حس میکنم اصلا دلش نمیخواسته تماس بگیره ! مثلا کارش فشرده بوده و یا اصلا از نظر روحی  احساس نیاز نمیکرده و یا اینکه حرفام براش تکراری شده و یا ...  به هر حال هر دلیلی که داشته ، وقتی قطع میکنه و میره حس خوبی برام باقی نمیمونه. از اینکه یه نفر بخاطر رعایت ادب باهام تماس بگیره چندان برام خوشایند نیست. دلم میخواد اقدامش از روی اشتیاق  وعلاقه باشه نه اجبار و رودربایستی و احیانا احساس وظیفه مثلا !قهر

 

درگوشی:

- شما با چه انگیزه ای با دوستانتون در ارتباطید ؟

- دوست دارید باهاتون چه برخوردی داشته باشند؟

- اصولا از چه نوع آدم هایی خوشتون میاد؟ به تفکیک در مورد آقایون و خانمها صحبت کنید.