افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
ما و قرآن ... چگونه ؟
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ : توسط : هیدرا

طبق تعبیر قرآن ، زن و مرد برای همدیگه مثل لباس هستند باید باعث زیباتر شدن هم بشن و عیبهای همدیگه رو پوشش بدن. محافظ انسان در فراز و نشیب باشن همونطور که لباس، انسان رو از گزند سرما و گرما محافظت میکنه و...

ولی برداشت بعضیا از این تعبیر قرآنی یه جور عجیبیه !  

ظاهرا همونطور که لباسای متعددی دارن همسران متعددی هم میخوان!!

یکی برای شادی   یکی برای غم  یکی جوون  یکی پیر  یکی پولدار  یکی تحصیلکرده  یکی خوش سرو زبون و ...

 

درگوشی:

- فقط مردا اینطوری نیستن متاسفانه! هرچند به دلایل متعدد شیوع بیشتری بینشون داره

- امروز در دیدار با یکی از آشنایان پزشک ، فهمیدم منشیشون رو صیغه کرده !!  با خانم اول در روزهای ابتدایی فارغ التحصیلی ازدواج کرده بودن که در اوج بیکاری و بی پولی  بودن ... الانم هم دو تا دختر دانشجو و دبیرستانی دارن.

- هر کاری کردم که قضاوت نکنم و رفتارم رو در ظاهر خیلی محترمانه حفظ کردم ولی واقعیت اینه که ته دلم برای خانم اول خیلی متاسف شدم.

- خانم صیغه ای هم یه دختر سی و خورده ای ساله هستن که بالای 10 سال منشی ایشون بودن و تمام افراد خانواده رو هم میشناختن. بار اولشون بوده که ازدواج میکردن و حاضر شده بودن که صیغه بشن!!

- همه ی این اطلاعات رو  یه بیمار دیگه  در اختیارم گذاشت بدون اینکه من سوالی بکنم! چون به نظرم طبیعی بود که روز تعطیل ، منشی نیاد ! 

- دکتر  بهمون لطف کرده بود و روز تعطیل بخاطر ما اومده بود مطب .  خوشم نیومد در مقابل،  ما داشتیم در مورد خصوصی ترین مسائل زندگیش صحبت میکردیم! حقیقتش انقدر مسئله برام عجیب بود که تا انتهای داستان رو گوش دادم و بعدش که تنها شدم و داشتم به قضیه فکر میکردم این مسئله به ذهنم رسید که حالا این خانم به جای آبرو داری ، چرا زندگی دکتر رو ریخت رو دایره ؟!  من  چرا با توجه ویژه و سکوتم ، اون فرد رو تشویق به ادامه ی صحبت کردم ؟!

- ذهن ما عادت کرده که هر چی میشنویم فوری یه قضاوتی تو ذهنمون شکل میگیره!