افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
دانشمندم :))
ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱٢ : توسط : هیدرا

یادمه وقتی " محله بروبیا " از تی وی  پخش میشد خیلی طرفدار داشت. شاید نوجوونای امروزی اصلا ندیده باشنش ولی حتما اسمش رو شنیدن .

کاراکتری داشت که کیمیاگری میکرد و با اینکه یه جورایی شخصیت منفی ماجرا بود ولی من با علاقه به اکسسوارهای صحنه نگاه میکردم !

از قُل قل کردن مواد رنگی توی شیشه های خوش فرم و خوش ترکیب خوشم میومد و از دودی که راه میافتاد حس دانشمند بودن بهم دست میداد و همیشه دلم میخواست که یه روزی اینارو تجربه کنم و باور کرده بودم که اگر به مواد اولیه دسترسی داشته باشم حتما یه چیزی رو کشف میکنم . کلا تو بچگی خیلی به توانائیم اعتماد داشتم و همیشه در پاسخ به این سوال که " میخوای چکاره بشی ؟ " میگفتم : دانشمند !!

بعدشم از دانشمند بودن ، یه لباس سفید بلند و چند تا شیشه آزمایشگاه و یه میکروسکوپ توی ذهنم بود که احتمالا از کارتون پرفسور بالتازار توی ذهنم نشسته بود !!

حالا دیروز توی یه وبلاگ که متاسفانه آدرسش رو حوصله ندارم برم پیدا کنم ؛ در مورد پرفسور بالتازار میخوندم که حدود 17 سال واقعا تو ایران زندگی کرده بودن و روی درمان یکی از بیماری های رایج اون زمان تحقیق کرده بودن و راه حلی پیدا کرده بودن !

برام جالب بود . من اصلا نمیدونستم ایشون یه شخصیت واقعی بودن !!