افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
دقت بالا...
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٠ : توسط : هیدرا

خوشبختانه این ترم ، تمام امتحاناتی که به من مربوط میشد بطور اتفاقی در یک روز واقع شده بود از 8 صبح تا 12 !! از یک ماه قبل تاریخ امتحان رو در تقویمم یادداشت کردم و در طی این مدت هم هروقت برای این هفته برنامه ریزی میکردم حواسم بود که روز امتحان بچه ها وقتم خالی باشه !

روز امتحان هم خودم رو ساعت 8 و ربع رسوندم به محل کارم و با آسانسور رفتم طبقه سوم که سالن برگزاری امتحانات بود . هیچکس نبود!!! حتی میز و صندلی هم نبود ! نیروی خدماتی هم داشت برای خودش میچرخید!

پرسیدم : امتحانا اینجا برگزار نمیشه؟

گفت : خانم فلانی ، امتحانا کلا از فردا شروع میشه!!!!

من:تعجب

اون:نیشخند

خانواده ام که بخاطر برنامه ی من سفرشون رو به تعویق انداخته بودن میخواستن اینطوری بشن: عصبانیعصبانی

که من از ترسم بهشون نگفتم چه اتفاقی افتاده زبان

نیشخند نیشخند

 

درگوشی:

- قربون حواس جمع !!مژه

- آلزایمر درمان پذیره به نظرتون؟زبان