افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
قرار معنوی 2
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٧ : توسط : هیدرا

سلام به دوستای گل خودم !

قرارمون فقط یه هفته بود ولی به علت اینکه من دو سه روزی نبودم این پست به دهمین روز ماه مبارک رسید ! عذرخواهی میکنم...

نمیدونم اون قرار معنوی امون هنوز یادتونه یا نه؟ بهش عمل کردین یا نه؟ نتیجه ای ازش گرفتین یا نه؟

خیلی دلم میخواد تجربه هاتون رو بگید تا دوستان دیگه هم استفاده کنن البته بدون اسم و آدرس بودن هیچ منعی نداره... میدونم خیلی از دوستان مایل نیستن شناخته بشن همونطور که اعلام امادگیشون هم مخفی و یا گاهی بطور ناشناس بوده.

اول از همه خودم اون بخشی رو که امکان بیانش هست رو براتون میگم:

- من خیلی وقت بود که شنیده بودم که برای موفقیت و یا عدم موفقیت خودتون پاداش و تنبیه قرار بدین ولی همیشه به نظرم یه بازی بچگانه میومد و بهش عمل نمیکردم و تصورم این بود که من بزرگ منشانه رفتار میکنم و برای جهادم به بچه بازی دست نمیزنم !!

خنده داره که گاهی برای فرار از رفتاری که برامون خوشایند نیست حتی خودمون رو هم رنگ میکنیم و به خودمون تحویل میدیم!! شیطون خوب بلده انسان رو  وسوسه کنه تا برای خودش هم توجیه ببافه !

اما خوب ابن بار سعی کردم عمل کنم و عجیب این بود اثر بازدارندگی اون تنبیه خیلی زیاد بود.... خیلی !

حدیثی از ائمه (ع) وجود داره که مضمونش اینه که اگر نماز قبول بشه باقی اعمال هم قبوله وگرنه که هیچی ! و من همیشه این دغدغه رو داشتم که  چرا نمازام اول وقت خونده نمیشن؟!  چون خیلی پیش میومد که یه ساعت یا دو ساعت و بیشتر به تاخیر میافتاد و گاهی هم که مهمون داشتم و یا بالعکس ، به آخرین دقایق میرسید که اون وقت هم با کلی خستگی و بی رغبتی ادا میشد . بنابراین با خودم شرط کردم که اون روز تموم نمازام رو اول وقت بخونم .. میدونید که روز اول ماه مبارک رمضان هم بود و من مصمم شدم که حتی نماز مغرب رو هم قبل از افطارم بخونم. اگرچه شیطون و نَفسَم دست به یکی کرده بودن و مدام توی گوشم زمزمه میکردن که با این ساعت طولانی روزه داری ، دیگه لازم نیست مته به خشخاش بذاری و نمازت رو اول بخونی . اول افطار کن و بعد هم نمازت رو سر فرصت با رعایت مستحباتش به جا بیار  و یا به فکر م میرسید که میگن نماز اول قوت واجب نیست فقط مستحبه    یا اینکه اصلا این نماز درست نیست و مقبول نمیشه وقتی همسرت منتظره تا تو بیای و با هم افطار کنین چون ظاهرا متن حدیث دیگه ای هم هست که اگر سفره افطاری منتظر شما باشه  و بدون شما روزه داران اقدام به افطار نکنن ؛ استحباب اول قوت بودن نماز از بین میره و ...

خب همه این فکرا توی ذهن من میچرخید و هر چی به غروب نزدیک تر میشدیم بیشتر و پررنگ تر خودش رو نشون میداد. ولی وقتی اذان رو گفتن من اول نمازم رو خوندم و بعد افطار کردم و بعدش یه حس پیروزی داشتم و بی اختیار لبخند میزدم و خدارو تو دلم شکر میکردم. نه تنها همسرم منتظر نبود که اصلا خودش هم برای نماز اقدام کرد .

در طول این یک هفته دو بار این اول وقت بودن رعایت نشد که  یک بارش اصلا من مقصر نبودم و کلا در فضایی نبودم که بشه افطار کرد یا نماز خوند و باید صبر میکردم و به خونه میرسیدم . اما یه بار دیگه اش مقصر بودم و یه لحظه تسلیم جاذبه ی نت شدم  اما طبق قرار،  برای تنبیه  ، خودم رو وادار کردم نماز به تعویق افتاده رو بخونم و سریال مورد علاقه ام رو که به جای حساسی هم رسیده بود نبینم !

عجیب این بود که همین اقدام کوچیک باعث شد که اشتیاق و علاقه ام برای ادامه شرطم بیشتر بشه یعنی اصلا بحث تنبیه و ترس از مجازات نیست بلکه فقط پایداری روی تصمیمه که به انسان نشاط میده و بعدش ته دلت راضی هستی که به خودت احترام گذاشتی و روی حرف خودت ایستادی و برای خودت ارزش قائل شدی... یه جور عزت نفس به انسان میبخشه و این خیلی مهمه ... خیلی خیلی مهمه ! چون بسیاری از کارایی رو که ما مرتکبش میشیم بخاطر اینه که ارزشمندی خودمون روفراموش میکنیم و به پستی رضایت میدیم و حالا یه تمرین کوچولو دوباره داره این احساس عزتمندی رو تقویت میکنه . خدارو شکر

دومین چیزی که هم با خودم شرط کرده بودم مقابله با عصبانیت سریعم بود ... موارد خاصی هست که من علیرغم صبوری ام ، وقتی در اون شرایط قرار میگیرم سریعا عصبانی میشم . روزای قبل از ماه مبارک از یه بنده خدایی شنیدم که آقای بهجت ، برای کنترل عصبانیت ، صلوات زیاد فرستادن رو توصیه فرموده بودند و منم از روز اول با خودم قرار گذاشتم به این نیت زیاد صلوات بفرستم که اینم نتیجه اش شگفت آور بود ...

در موقیت قرار میگرفتم و میتونستم آروم باشم و خشمم رو کنترل کنم و....

خدایا هزاران بار شکرت.

البته دوستای من میدونن که این کارا مقطعی نیست و همیشه باید حواسمون باشه که خلافش رو انجام ندیم ولی چیزی که هست اینه که بعد از یه مدت دیگه رنج زحمت از بین میره و میشه یه عادت خوب که نیازی به اینکه تلاش کنی تا  برای انجامش ، خودت رو قانع و وادار کنی ؛ نیست !

خلاصه من از اینکه این ماه مبارک ، بالاخره موفق شدم با مهربانیهای بی نهایت الهی و توجهات ائمه (ع) و هم نفسی با انسان های پاکی مثل شما قدم کوچیکی بردارم ، احساس خوبی دارم و در درونم اراده ی محکمتری حس میکنم برای اینکه شرط های دیگه ای هم بذارم و تلاش کنم.

من مفصل نوشتم تا اگه دوستی گرفتار این نشیب و فراز شده ، فکر نکنه فقط خودش درگیری های درونی داشته.

منتظرم تجربه های شما رو بشنوم و در صورت رضایتتون ، کامنتتون رو تایید کنم تا دوستان دیگه هم در جریان قرار بگیرن.

"یا علی"