افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
فقط مقداری که استفاده میکنی سهم توست !
ساعت ٥:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱۳ : توسط : هیدرا

پدرِ پدرم 4 برادر داشتند . این 5 برادر زمینهای کشاورزی و باغداری زیادی رو در روستای آباء اجدادی خودشون در دست داشتند که البته الان تبدیل به یه منطقه تفریحی و توریستی شده ...

اون 5 برادر همگی به رحمت خدا رفتند و بالطبع زمینها هم به ورثه رسیده... از بین اون 5 برادر سه پسرِ یه برادر ،در همون منطقه موندن و با ارتقای کل منطقه برای خودشون دم و دستگاهی به هم زدن و نکته جالبش اینه که در تمام این سالها که همه  عموها و عمو زاده ها در تهران بودند ، اونها از زمین ها استفاده کردند و چیزی هم به باقی عموزاده ها ندادند و اسمش هم این بوده که دارن از زمینها نگهداری میکنند !

تا اینجای کار مشکلی در بین نبوده ولی ازونجایی که انسان ذاتا طمعکاره و شیطون هم اینو میدونه و وسوسه میکنه و انسان هم همیشه مثل زبون نفهم ها گول میخوره  ( دور از جون همگی مخاطبین ) ؛ این عمو زاده ها هم گول خوردن و برای تصرف زمین ها نقشه کشیدن!  البته فکر نکنید انقدر دیوونه بودن که تو روز روشن همه جارو تصرف کنند... خیر ... فرصت کافی برای انتخاب مرغوبترین و بهترین قطعه ها رو داشتن و با لطایف الحیلی همه عموزاده ها رو که الان 30 - 40 نفری شده بودن ؛ به اون منطقه ییلاقی کشوندن و از بی خبری اونها استفاده کرده و تمامی قطعه های عالی با چشم انداز های استثنائیشون رو به نام خودشون زدند و تکه های سیل گیر و غیر قابل استفاده از نظر ساخت و ساز رو به این عمو زاده ها واگذار کردن !!  البته نه به این سادگیا که من براتون گفتم ...

خلاصه ، الان مدت 3 ساله که هر وقت این عموزاده ها دور هم جمع میشن ؛ حرف زمینایی به میون میاد که به راحتی از دست دادن و متاسفانه هیچکدوم هم توان پیگیری ندارن و اونهایی هم که استفاده کردند ویلا زدند و دارن خوش و خرم زندگی میکنند !

خیلی بده که یه مرد حس کنه بخاطر کهولت سن نمیتونه دنبال اموالش بره و از طرفی هم نمیتونه وکیل بگیره چون بقیه کسانیکه اموالش با اونها قاطی هست  به اشتراک نظر نمیرسن برای اینکه یه وکیل رو به جای خودشون راهی اون دیار بکنن ...

این حال و روز پدر منه .

هر چی هم من و خواهرم با مهربونی بهشون میگیم که شما که اصلا نیازی ندارین و فکر کنین اصلا اون زمینها رو نداشتین . اشکال نداره بذارید بخورن و ببرن ؛ آروم نمیشن و میگن " من احتیاجی ندارم ولی خیلی سخته که کسانی سرت کلاه بذارن که این همه سال ازت استفاده کردن و کنارت رشد کردن و هر وقتم کمک خواستن ، فقط تو رو میشناختن ؛ اونوقت بیان و چشم روی هم خونی و همه چیزای دیگه ببندن و اموالت رو بالا بکشن ... من میخوام زمین ها رو پس بگیرم و بعد وقف خیرات کنم "  !!

ظاهرا پای غرور جریحه دار شده ی یک مرد در میونه که دیگه من نمیدونم واقعا چطوری باید کمکش کرد؟!!

 

 

درگوشی:

- از طرف مادری  هم ما همین وضعیت رو داریم ! یعنی کلی زمین هست که حتی مامان خانمم نمیدونن کدوم قطعه ها سهم ایشون و خواهرشونه و اونا هم با عمو زاده هاشون مشترکن !  فقط تعداد ورثه این بار  5-6 نفر بیشتر نیست و روی رودربایستی ! هیچکدوم تا به حال اقدام به جداسازی و تصرف اموالشون نکردن !!  خنده داره !

- از همه چیز جالبتر اینه که همسر بنده هم درگیر همچین فضایی هستن !!

- من الان از هر طرف که حساب کنم چه از طرف پدری و چه از طرف مادری و چه از اموال همسرم ، یکی از ملاکین بزرگ محسوب میشم !! فقط گمنامم ! انقدر که خودمم نمیدونم کجا مال ماست !

- آقا !  خانم !  پاتو بردار !!  شما الان روی زمینهای آباء اجدادی ما وایستادی !زبان