افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
امروزم !
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸ : توسط : هیدرا

امروز نیکوکار شدم و دانشجوهام رو شاد کردم !!

چطوری؟

هیچی سرمای سختی میل کردم و نرفتم دانشگاه . 

وقتی ذاتا به فکر شادی خلق خدا باشی همیشه امدادهای الهی کمکت میکنن !زبان

به جاش یه 7- 8 ساعتی بطور متناوب خوابیدم . آرشیو یه وبلاگ در مورد طلاق رو خوندم و گاهی هم دلسوزی کردم ! یه آش بیمزه هم درست کردم که وقتی داشتم میخوردم با خودم میگفتم یعنی تو خونه ما نمک پیدا نمیشه ؟سبز

الانم در حالیکه تب دارم و استخون پاهام درد میکنه و آبریزش بینی پر سرو صدام کرده و سوزش گلو امونم رو بریده ؛ دور از چشم همسر جان یه تیکه بیسگوئیت رو چپوندم تو دهان مبارک !

باشد که ناگهان خفه شوم نیشخند

 

درگوشی:

- فقط نمیدونم خداوند میخواست من نیکوکار بشم یا اینکه دعای دانشجوها رو مستجاب کرد ؟! متفکر

- یادش بخیر چقدر دوران دبیرستان دعا میکردم پای دبیر فیزیک بشکنه و یه مدتی نیاد مدرسه زبانخجالت