افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
طبیعت زندگی
ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ : توسط : هیدرا

پاییز امسال همش مریض بودم. یعنی از آخر شهریور تا همین الان دائما در حال سرو کله زدن با سرماخوردگی و عوارضش مثل استخون درد و تب و لرز و... بودم.  کمر درد کذایی دوباره شروع شد و ناتوانی ناشی از سرماخوردگی های مکرر با ناتوانی ناشی از کمر درد که واقعا زندگیم رو فلج کرده ؛ با همدیگه باعث شدن که از نظر جسمی خیلی بهم فشار بیاد.

از نظر شغلی هم حجم کار بالایی رو تحمل کردم و ساعت های طولانی تدریس خیلی خسته کننده بود اونم وقتی که حتی پله ی کوچیک جلوی تابلو برام مثل یه مانع بزرگ جلوه میکرد و من با احتیاط ازش بالا و پایین میرفتم!

از طرفی هم مامان خانمم نیاز به مراقبت بیشتری پیدا کردن و بخش عمده ای از وقت آزادم صرف ایشون میشد و وقتی هم تو خونه بودم دائما مشغول تماس با مطب های پزشکان عزیزی بودم که باید برای خودم یا مامانمم وقت میگرفتم. متخصص مغزو اعصاب - جراح ستون فقرات - متخصص داخلی - فیزیوتراپی - متخصص طب سنتی و ...  بعدشم که سیکل کارهای درمانی مثل ام ار ای و آزمایش و تحویل گرفتن جواب هاشون و بردنشون پیش دکترا و ....

الان میتونیدتصور کنید که چه روزای شلوغی داشتم و چقدر فشار جسمی و روحی رو تحمل  کردم مخصوصا وقتی پای پدر و مادرم در میون باشه ...

با همه ی این ها من امیدوار و آزاد بودم !!

چون حس میکردم دارم درست عمل میکنم و راه ، همینیه که دارم میرم ... حتی لنگان لنگان !

همه ی این آرامش و دلگرمی رو مدیون امام حسین (ع) هستمقلب

 

درگوشی:

- اینکه در عمق باورِ انسان ، شخص توانمندی وجود داشته باشه که بشه بهش تکیه کرد و ازش یاری طلبید ؛ انسان رو از ناامیدی نجات میبخشه.

- طب سنتی ایران در بعضی موارد شگفتی سازه !