افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
" میم "
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٦ : توسط : هیدرا

میم عزیزم ... نازنینم ، من حالت رو میفهمم !

مادر در دنیا تکرار ناشدنیه!

تا چشمات به اشک میشینه فوری درک میکنم که داری به نبودِ مادر فکر میکنی

من بهت حق میدم ناراحت

حتی این روزا که خودت مادر شدی هم هنوز بغض گلوگیرت  به همه یاداوری میکنه که جای خالی مادر چقدر برات پررنگه ... به سهم خودم سعی کردم این روزا برات به آرامش و راحتی بگذره ولی مطمئنم هیچکس مادر نمیشه ... نگران

میم عزیزم ، کاش میدونستی چقدر اشک ریختن هات منو اذیت میکنه ... تنها چیزی که باعث میشه در اون شرایطی که  اصلا دوست ندارم قرار بگیرم ، دووم بیارم و دم نزنم ؛ دیدن چشمای درشت اشک آلود توئه که وادارم میکنه کنارت بمونم تا تو در تنهایی خودت این غصه رو کمتر داشته باشی که چرا مثل تمام هم سن و سالات ،در این روزهایی که به مادر نیاز داری ؛ در کنارت نیست ناراحت

اما گل قشنگم ، عزیز شیرینم ، این روزها میگذره و تو باز هم چراغ روشن خانواده کوچیکت میشی که به همه نور میدی و امید.

بازم صدای خنده هات تموم فضا رو پر میکنه و من با لبخندی به وسعت قلبم ، شاهد خوشحالی و آرامشت هستم.  سخت نگیر جون دلم ... زندگی گذراست !بغلماچبغل