افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
قدرت
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٦ : توسط : هیدرا

گاهی که به خودم و رفتارام فکر میکنم میبینم تو هر شرایطی ، چیزی برای خندیدن پیدا میکنم. نه اینکه همیشه بیخودی نیشم باز باشه ولی به محض اینکه کسی بهم نگاه میکنه لبخند میزنم و تا مدت کوتاهی کنار کسی باشم یه چیزی برای تعریف کردن و لبخند زدن بهش پیدا میکنم ... آدما برام محترمن و حتی وقتی از دستشون اذیت میشم نمیتونم بدیهاشون رو به زبون بیارم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون گاهی خیلی دلم میخواد حرفی بزنم و یا کاری بکنم که تلافی اذیت هاشون بشه ولی بلد نیستم و در اون لحظه نمیتونم مثل خود اونها با رفتارم عمق قلب کسی رو به درد بیارم ! میدونم الان میگید اینکه خیلی هم خوبه ! ولی خودم بارها و بارها از اینکه توانایی مقابله ندارم خودم رو سرزنش کردم.

اگه آدم قدرت داشته باشه و راهش رو بلد باشه و تلافی نکنه ؛ هنر کرده ! یعنی میتونسته ولی با اراده خودش کاری نکرده ... نه اینکه کاری نکرده چون نمیتونسته تلافی کنه اصلا.

 من واقعا در اون لحظه نمیدونم باید چیکار کنم ؟!  میتونم همون موقع به روش بیارم و با صدای بلند جلوی جمع آبروش رو ببرم ولی اولا این کار رو انسانی نمیدونم و در ثانی بعدا ازینکه کسی رو در بین دیگران خفیف کردم خودمو به شدت سرزنش میکنم ... اینطوریه که هیچ وقت اقدام به درد بخوری نمیتونم انجام بدم که  حال اون فرد مریض رو بگیره و وادارش کنه ازین به بعد مواظب رفتارش باشه ... و هم اینکه  وقتی در مقابل توهین و بی ادبیش کاری نمیکنم اذیتم میکنه. یعنی دوبله اذیت میشم...

 

درگوشی:

- بعضیا ژنتیکی موذی تشریف دارن !

- اگه راهی برای مقابله بلدین خریدارم !!

- خدایا بهم وسعت روح   و ظرفیت و تحمل بده .

 

فوق درگوشی :

- آدمایی که چیزای بد رو زیاد تجربه کردن و همه حریم ها براشون شکسته شده ، خیلی ترسناکن !!