افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
خانم شکاک و معترض !
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٥ : توسط : هیدرا

روحیه انسان ها پیچیدگی خاص خودش رو داره . گاهی عکس العمل هایی که یه نفر به رفتار یا صحبت دیگران نشون میده بقدری از کانال شخصی افکار و احساساتش عبور کرده که باعث تعجب میشه !

قبلا براتون از یه خانمی صحبت کرده بودم که استاد دانشگاهه ... هم خودش و هم همسرش . و گفته بودم که روحیه بسیار شکننده و حساسی داره و به این افسردگی اضافه کنید حسادت و دروغگویی و تلاش برای اثبات اینکه  " من از همه برترم " !

مهمونایی که 2 شب پیش داشتم همین آقا و خانم بودن ... بعد از گذشت 2 روز تازه دارم معنی بعضی حرفا و کاراش رو میفهمم ... هیچوقت با صراحت در مورد افکار و احساساتش حرف نمیزنه و وقتی باهاش برخورد داری دائم این حس بهت القا میشه که داره ارزیابی میکنه که شما چقدر از اون موضوع مورد کنجکاویش خبر داری؟! اونم به روش های غیر مستقیم !!

خیلی پیچیدگی میخواد که یه نفر یه تایمی معادل  3- 4 ساعت رو صرف این کنه تا مسئله خیلی ساده ای رو بفهمه !!

البته به نظرم دلیلش اینه که چون خودش زیاد دروغ میگه و دلش میخواد همه اونو با شخصیت دیگه ای ببینن ، همه رو هم اینطوری میبینه و میخواد به روش خودش ، اصل قضیه رو به دست بیاره !!

به هر حال موجود خسته کننده ایه . همین !

 

درگوشی :

- متاسفانه همسرش خیلی به توان علمی و روحی این خانم اهمیت نمیده و همینم تلاش این خانم رو برای ابراز وجود بیشتر کرده !

- نمیدونم سر آغاز این پروسه خسته کننده از کجا شروع شده ؟ از رفتار سرکوب کننده ی مرد یا از دروغگویی و بلند پروازی زن !

- بعد از 4 سال دیدمش و در اولین نگاه به نظرم اومد چهره اش تغییر کرده و انگار لاغرتر شده  ولی یه دو ساعتی طول کشید تااز خودم بپرسم آیا بینی اش رو عمل کرده ؟ زبان  البته اصلا به روش نیاوردم چون تاخیرم رو باور نمیکرد و حتما پیش خودش میگفت که " حسودیش شده  " !  و البته وقتی آخر شب  که رفتن عکسای مشترکمون رو بررسی کردم به این قطعیت رسیدم که بله ...واقعا بینی اش رو عمل کرده ( تو بی دقتی نوبرم والا )

- بینی جدیدش زیبا و قلمی شده بود... ولی قبلیه با صورتش یه هماهنگی خاصی داشت و به نظرم نمک قیافه اش بیشتر بود !

- یه فرصت مطالعاتی به فرانسه براش پیش اومده که امیدوارم بتونه حواشی  قضیه رو مثل بار  مالی و همراهی همسر و این جور چیزا رو هندل کنه و ازش استفاده کنه ...

- وقتی براش از قبولی های متعدد دو سال مداومم در دانشگاه و انصرافم میگفتم با ناباوری نگاهم میکرد ! فکر میکرد این قضایا رو برای این میگم که یه جورایی خودمو مهم جلوه بدم !! یعنی مثل خودش سبز

- تصمیم گرفتم اگر مجبور شدم بازم ببینمش کلا خیلی وارد بازی " حقیقت جوئیش  " نشم !  به نظرتون میتونم ؟نیشخند

- دو روزه که برای فوت مرتضی پاشایی غمگینم ... یه جوون با اخلاق با صدایی ویژه و بدون اون اداهای رایج خوانندگان خنثی

- افرادی که برای از دست رفتن این خواننده خیلی غمگین شدن رو کاملا درک میکنم . چون قلب آدما دست خداست و محبتی که بطور ویژه نصیب فرد خاصی میشه هم روزی اون فرد بوده ... چیزی که درک نمیکنم نحوه ابراز علاقه و اعلام ناراحتی اون افراده !! ترانه خوندن های دسته جمعی چه فایده ای برای روح اون مرحوم داره؟!!

- مردم ما به این احتیاج دارن که بهشون توجه بشه ... به علائقشون و به فهم و درکشون ...

- از هیاهوی این دنیا خسته ام ... تلاش ادما برای مهم شدن دلزده ام میکنه . دنبال سادگی و آرامش و خلوتم ... آرامش از جنس خدا .