افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
مراقبه
ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٧ : توسط : هیدرا

این روزا مهمونی دادن و رفتن زیاد شده .

جمع های فامیلی رو زیاد دارم میبینم و چیزی که نگرانم کرده اینه که از سر عادت ، همون رفتارایی ازم سر میزنه که قبلا هم انجامشون میدادم ... تغییر خیلی سخته و ازون سخت تر اینه که هر لحظه بهت یادآوری بشه که داری خلاف قراری که در پیاده روی اربعین با خودت گذاشتی، رفتار میکنی :(

اینطوری هر لحظه شاهد نابودی چیزایی هستی که سالها منتظر به دست آوردنشون بودی...

کاش میشد خودمو توی یه پستو پنهان میکردم تا دست نفس سرکش خودم بهم نرسه !!!

شاید لازم باشه مدتی که نمیدونم کوتاهه یا طولانی ، با اینجا هم خداحافظی کنم ... دوستانم رو مدتی نبینم و کلا با خودم خلوت کنم تا بتونم موقعیتم رو خوب درک کنم و برای حد و مرزم تعریف مشخصی رو پیدا کنم! عمرم داره خیلی سریع میگذره و هیچ کاری نکردم.

دوستان خوبم ، اگر در ارتباطم کوتاهی ای میبینید به بزرگواری خودتون ببخشید...  مطمئن باشید براتون احترام خاصی قائلم ولی فعلا با خودم درگیرم .

امیدوارم درک کنید!

خدایا مواظبم باش.