افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
بالای دار ...
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢ : توسط : هیدرا

تو خونه ی ما یه دونه گیاه وجود داره که طفلکی جای درست و درمونی نداره ! هر دفعه یه جایی قرار داره و مدام در حال تطبیق خودش با شرایط جدیده. تلاش زیادی میکنه که بر شرایط غلبه کنه  بالاخره یه موجود زنده است و عشق به زندگی تو وجودشه ولی گاهی که میبینمش دلم غصه دار میشه... برگاش به طرف پایین اومدن انگار بغض داره!

خودشم نمیخواد باور کنه که داره خشک میشه! به نور احتیاج داره ولی همه پنجره ها با پرده پوشیده شدن و فکر کنم گیاه بیچاره داره با تخیل، برای خودش نور درست میکنه.

به هر حال به زودی در بخش حوادث روزنامه ی زندگی، اسم منو به عنوان قاتل درج میکنن!! کسی میتونه وکالتم رو قبول کنه؟