افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
بدون امتداد
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۱ : توسط : هیدرا

اینکه زوجی بچه ای نداشته باشند واقعیتیه که دیگه این روزا خیلی عجیب نیست  . در هر فامیل و خانواده ای میشه زوج هایی رو پیدا کرد که علیرغم تمایل قلبی به دلایل مختلفی نتونسته اند به این خواسته فطری و طبیعی اشون پاسخ بدند.

نداشتن فرزندان شیرینی که باعث اشتیاق و انگیزه برای ادامه زندگی باشه بقدر کافی در روحیه انسان خلاء ایجاد میکنه و میتونه لحظات تلخی رو رقم بزنه !

جدای از اصل این قضیه ، حواشی ای وجود داره که هیچکس به این بُعدش فکر نمیکنه ولی کسی که خودش در گیر این ماجراست ازش رنج میبره. چیزای کوچیک و به ظاهر بی اهمیت ، ولی دردآور و کلافه کننده.

مثلا یکی از چالش هایی که من همیشه باهاش درگیرم و کلا برام مثل یه موقعیت اضطراب آفرین شده ، نیاز به سرویس لوازم خونه از طرف کمپانیهای ارائه خدماته !!

چرا؟ چون اون ها اصرار دارن که حتما در ساعت اداری مراجعه کنند یعنی 8 صبح تا 4-5 عصر .... یعنی زمانی که اگر من خونه  باشم تنهام و خوب برام سخته که یک یا دو مرد غریبه بخوان بیان و مثلا وسیله ای رو نصب و یا تعمیر کنن. همیشه هم بهشون اعلام میکنم که از ساعت 6 شب به بعد تشریف بیارن ولی یا ظاهرا موافقت میکنن و بعد مثلا ساعت 4 میان و یا اینکه کلا میگن در اون ساعت خدمات ارائه نمیدن و ما باید از مزایای گارانتی وسایل صرف نظر کنیم. حالا همین وضعیت رو در مورد  خرابی خط های تلفن  هم در نظر داشته باشید.

موقعیت دیگه ای که بازم منو آزار میده و شاید اصلا به نظر نیاد وقتیه که بخوام نذری بپزم و یا گوشت قربونی بین همسایه ها پخش کنم ! اینکه خودم شخصا باید برم دم در خونه ها ... در حالیکه  همسایه ها معمولا بچه ای یا نوه ای دارن که اون ها این کارها رو انجام میدن . البته بیشتر مواقع این امر خطیر ! رو  گرامی همسر تقبل میکنند ولی دلم برای ایشونم میسوزه :(

یکی از چیزای دیگه هم که کمبود حضور یه بچه رو خیلی پررنگ میکنه وقتیه که مهمون بی دعوت میاد خونه امون و مثلا امکانات پذیرایی در حد خوب و کامل فراهم نیست. تحمل شرمندگی جلوی دیگران برام خیلی سخته و از طرفی هم نمیشه به مهمونا بگم شما باشید تا من برم بیرون وبرگردم  مثلا برم یه جعبه شیرینی بخرم و یا  دو کیلو پرتقال و...

شاید باورتون نشه ولی زیاد اتفاق میافته که همین چیزای به ظاهر بی اهمیت ، دلم رو پر از غصه کرده ...

میشه لطفا برام ننویسید که  " نداشتن بچه یه دردسره و داشتنش هزار دردسر  " ؟نیشخند

چون قبولش ندارم!

هر شرایطی برای خودش سختی هایی داره که شاید به چشم کسی نیاد و فقط اون فرد خاص درکشون کنه. البته قبول دارم که  بعضی وضعیت ها میتونن سخت تر باشند.

 

درگوشی:

- محرومیت ، بخشی از زندگی واقعی همه انسان هاست و فقط نوع محرومیت ها در انسان ها متفاوته  مثلا یکی فرزند نداره و دیگری پول نداره و سومی حامی عاطفی نداره و چهارمی... 

- باید روبرو شدن با محرومیت های زندگی رو یاد گرفت تا افسردگی ناشی از اون ، زیاد عمیق و ادامه دار نشه .

- انسان ذاتا اجتماعیه و موقعیت های تنها موندن ، رنجش میده .