افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
امر به معروف
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٩ : توسط : هیدرا

حکایتی در تاریخ اسلام نقل شده که جوانی به اعدام محکوم شده بود ولی فرصت خواست تا بره به یه کار فوری و ضروری در مورد خانواده اش برسه و برگرده و ابوذر غفاری ضمانتش رو کرد و اون جوون هم مردونگی کرد و فرار نکرد و برگشت. به ابوذر گفتن چرا  ضمانتش رو کردی و به جوون گفتن چرا برگشتی؟و...

دو جمله ی کلیدی اون ماجرا رو نقل میکنم

  محکوم به اعدام : ترسیدم که بگویند "وفای به عهد" از بین مردم رفته است.

  ابوذر : ترسیدم که بگویند "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم رفته است.


درگوشی:

- کم کم باید یه کسی در مورد " قدر شناسی " احساس خطر کنه! خود خواهی زیاد شده و طلبکاری و توقع ، رابطه هارو مخدوش کرده.

- کاش دستی به کمک میومد برای احیای دل های آلوده ی ما !