افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
عاشورا
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٠ : توسط : هیدرا

گر در آن سوی شط پشته پشته خار نشسته 
گلی شکفته در این سوی کارزار نشسته

یکی از این سوی میدان به سجده می رود امشب 
یکی از آن سو در مجلس قمار نشسته

چقدر نامه ی خسته ، چقدر عهد شکسته 
چقدر کوفه در این معرکه کنار نشسته !

فرات ، آب حیات نوادگان نبی نیست 
اگر چه خیمه به خیمه در انتظار نشسته

حسین آینه دار است و خطبه هاش چراغ اند 
دریغ ! بر دل نامردمان غبار نشسته

به گوش هوش یکی آفتاب را نشنیده 
به انتظار صدا تیغ بی شمار نشسته

حسین با پسرانش وداع می کند امشب 
چقدر سیب در آغوش این انار نشسته 

غروب آمده ، در این دیار حضرت زینب 
به هر کجا بنشیند سر مزار نشسته

رسیده حضرت زهرا به قتلگاه ، ببینند 
دعای ساقی لب تشنگان به بار نشسته