افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
پیرایش
ساعت ٥:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ : توسط : هیدرا

میدونی چه مواقعی بیشتر از هر زمانی حرف برای گفتن هست؟؟

همون موقع که بارها مینویسی و آخرش نظرت عوض میشه و همش رو پاک میکنی و از اول شروع میکنی و باز در آخر همش رو پاک میکنی و ...

آخرش خسته میشی و رها میکنی و میری!

اما اون حرف توی گلوت گیر میکنه و میشه غمباد!

 

درگوشی:

- یه ماهی میشه که 4 نصفه شب از خواب بیدار میشم و دیگه نمیتونم بخوابم ! به جاش میام نت و بدون شما ، شما رو میخونم. در سکوت و خلاء !

- مونیتور احساسم ، یه خط صاف و ممتد رو نشون میده.

- از وقتی بخشی از خودم رو از دست دادم فهمیدم زندگی چقدر ساده است !!