افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
تنهایی از درون !
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢ : توسط : هیدرا

کلی وبلاگارو شخم زدم ولی هنوز حس میکنم راضی نیستم .انگار چیزی میخوام که هیچ جا پیدا نمیشه!

همتون گرسنگی رو بارها و بارها تجربه کردین و دیدین که وقتی گرسنه میرین خونه و میبینین هیچ چیزی برای خوردن آماده ندارین ؛ چقدر کلافه میشید. دیگه جای گرم و نرم  برای خوابیدن و لباس خوب و راحت، و خونه ی مرتب ، همه براتون رنگ میبازه !! چون اون چیزی نیست که شما در اون لحظه میخواید. هیچ کدوم براتون غذا نمیشه!

الان حال من اینطوریه ...

نمیدونم چی میخوام که هیچکدوم از کارهایی که کردم؛ راضی ام نکرد و من هنوز منتظرم بدست بیارمش ولی دیگه نمیدونم کجا باید دنبالش بگردم! به وب هایی که بهشون علاقمندم سر زدم   به کارهایی که انجام ندادم و باید تا صبح شنبه انجامشون بدم هم فکر کردم ولی نمیتونم به هیچکدوم دست بزنم. یعنی نمیتونم خودم رو وادار به تحمل و آرامش کنم . یه جورایی بی قرارم!

اگه  " قرار و آرامش " من رو دیدین لطفا دستش رو بگیرید تا دوباره فرار نکنه و بیارید مستقیما به خود من تحویلش بدید!

 

درگوشی:

- حال خیلی بدیه .

- بدتر از اون اینه که به هر کی فکر میکنی میفهمی واقعا برات وجود نداره... تو تنهایی !