افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
خطر سقوط بهمن !!
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٧ : توسط : هیدرا

وقتی چیزی رو تجربه میکنیم که از نگاه دین ،  اخلاق  ،  وجدان ،  یا  اصول انسانی یا  خانوادگیمون  ناپسنده ، فقط سرزنش اولیه اش نیست که حال آدم رو بد میکنه و سیل سرزنش رو روی سر آدم آوار  .

بلکه بعدش متوجه میشیم که  شرم و مقاومت درونی ای رو از بین بردیم که میتونست  حریم انسان رو از رگبار وسوسه های بعدی  محافظت کنه.

این جسارت ایجاد شده دقیقا مثل اینه که یه چاقو رو به جای اینکه از طرف دسته اش توی دستمون بگیریم ، تیغه ی برهنه اش رو توی مشتمون فشار بدیم !!

 اگر متوقف نشیم  و ادامه بدیم  ؛ مرحله ی بعدش اینه که ذهنمون بهش معتاد میشه! میشه یه نیاز کاذب ویرانگر . دیگه لذت نداره ... کمبودش رنج آوره و بودنش غرق شدن بیشتر در باتلاق ! 

دیگه از بودن و فهمیدن و زندگی کردن ، و از همه مهمتر انسان بودن و عاشق خوبیها موندن ، خبری نیست.

وقتی به این مرحله رسید ؛ حرفِ از بازگشت ، یه افسانه به نظر میاد!

انگار بخوایم جلوی بهمنی رو  که داره به سرعت،  و طوفانی ، از سراشیبی کوه به پایین آوار میشه ؛ با دستامون بگیریم !

تو همچین موقعیتی فقط یه دستِ آسمونیِ قدرتمند میتونه انسان رو از سر راه اون بهمن برداره و بالا ببره... بالاتر از آسمونی که اون بهمن، در زمینش رخ میده !

خدایا ، رهایم نکننگران

 

درگوشی :

- حضرت علی (ع ) میفرمایند " گناه نکردن ، آسانتر از توبه  کردن است "   .