افت و خیز !

با من از او بگو ...
 
بالاتر از شفا
ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۸ : توسط : هیدرا

هممون دیدیم که یه معتاد چه وابستگی سختی به موادش داره و هر چقدر تصمیم به ترک میگیره نمیشه!  

گاهی ما  (مثل معتادا ) از پس خودمون بر نمیایم  زورمون به خودمون نمیرسه تا در مورد خاصی خوب باشیم   تجربه ی تلاش های متعددی داشتیم و همشون هم به شکست کشیده شده  عزممون دوام نداره و بارها بارها خلاف قول و وعده ی خودمون رفتار میکنیم :(

  خودمون رو به خدا نشون میدیم و میگیم " دیگه از پس  "این"  بر نمیام !

إنَّ النَّفسَ لَأمّارۀٌ بالسوء إلا ما رَحِمَ ربی ... نفس من مرا به بدی امر میکند مگر اینکه خداوند بر من رحم کند ( و مرا نجات بخشد )

اونوقت بعدِ مدت کوتاهی حس میکنیم اون اعتیاد ذهنی امون از بین رفته و کاری که قبلا در سالیان متمادیِ تلاش ، نتونستیم انجام بدیم داریم به راحتی انجامش میدیم !!

چقدر شفا گرفتن نیاز به شُکر و سپاسگزاری داره؟ چه کاری میتونه پاسخگوی این لطف خاصه باشه؟ چی میتونه التیام بخش تاسفی باشه که از یادآوری ایام مهجوریت به انسان دست میده؟

 

درگوشی:

- وقتی میبینی نمیتونی برای تشکر کاری برای خدا بکنی چون لوازم تشکر از خداوند رو در طی سالیانی که گذشت برای خودت فراهم نکردی ؛  چقدر حس غم وجودت رو میگیره ...