کوه یخ :(

احساس همیشه وجود داره ولی ابرازش به مقدماتی احتیاج داره که همیشه فراهم نیست. 

یکی از اون مقدمات ’ سن و ساله!!!

گاهی میخوام با شیطنت’ کاری رو انجام بدم و حرفی رو بزنم ولی فوری یه تابلوی هشدار جلوی چشمم سبز میشه که " این رفتار دخترای 20 ساله است " ! و بعد چیزی که کلا منصرفم میکنه اینه که حتما الان دیگران توی ذهنشون میگن " این خانم خیلی رفتار سبکی داره "  

و وقتی تیر خلاص رو به حس و حالم میزنم دیگه تبدیل میشم به یه خانم سنگین و رنگین که باید همه چیز رو مدیریت کنه و خیلی با تجربه باشه و کار راه انداز باشه ولی حواسش باشه که با صدای بلند نخنده و ...

اه ... من نمیخوام!!

کاش میشد هرگز بزرگ نشم و بی خیال و بازیگوش و شیطون و فعال زندگی میکردم

 

درگوشی:

- من بی احساس نیستم ولی انگار یه کوچولو تجربه های ناخوشایند اذیتم میکنه و برام مثل ترمز شده!

- من از آدمایی که گاهی بدون برنامه ریزی حال آدم رو میپرسن خوشم میاد.

- دقت در انجام کارها ’ همیشه نشون دهنده تعهد و مسئولیت پذیری نیست بلکه گاهی ناشی از وسواس فکریه ! ( این دومیا خیلی اعصاب خورد کن هستن ... گفته باشم )

- کاش کسی بود که الان ازش بپرسم وقتی کلافه ام و حوصله ندارم برای شام چی باید درست کنم که شوهر پسند باشه و آبرومند ؟!

- تا به حال چند باری یه وب دیگه زدم و ناشناس شروع به نوشتن کردم ولی انگار مشکل از بی حوصلگیه نه چیز دیگه ! چون هر بار بعد از مدت کوتاهی حذفشون کردم. از همه بدتر یه وب رو که توش لحظاتی از یه رمان رو هم مینوشتم در یه حالت بی حوصلگی و دلزدگی شدید حذف کردم که بعید میدونم دوباره یادم بیاد و حوصله کنم بنویسم !

- الان خونه و قیافه  و حوصله ام  ’ همگی ژولی پولی هستیم :))

/ 7 نظر / 5 بازدید
رها

منم جدیدا خیلی تنبلیم میاد تو وبلاگ بنویسم

ساقی

من مرتب به وبلاگت سر می زدم، اما چرا این 5-6 تا پس آخر رو نشون نمی داد؟![متفکر]

مرتضی

سلاااااام به نظر من آدم هائی که هنوز کودک درونشون فعال هست در همه ابعاد زندگیشون موفق تر هستند و فکر هم می کنم همین رفتارهای قشنگشون باعث میشه که بیشتر در دل دیگران بنشینند. بنابراین به نظرم حسابی شیطنت بکنید که این ربطی به سن و سال نداره.یادمون نره که ما اول باید برای خودمون زندگی بکنیم و بعدش برای دیگران.[لبخند][گل]

مرتضی

اتفاقا به نظر من نباید برای شیطنت نگاهی به سن و سال داشت.اینکه با توجه به افزایش سنمون دست از شیطنتهای بچگی برداریم یه نظرم یک جور عقب نشینی در برابر خواسته های درونی مون هست.پس دیگه نباید سن رو ملاک قرار داد.پس به خودتون اجازه بدهید که حسابی شیطنت بکنید.[لبخند][گل]

مرتضی

حالا بیا و خوبی بکن بده که دارم باهاتون هم ذات پنداری میکنم!!!![نیشخند][زبان][زبان]

مرتضی

حیف که گفته شده احترام پیرزن هائی مثل شما رو داشته باشیم وگرنه...[نیشخند][زبان][نیشخند]

مرتضی

ولی بد نیست گاهی به ما جوون ها هم احترام بگذارید ننه بزرگ[زبان][نیشخند][زبان]