بیش فعال

پسر کوچیک و شیطون و پر سرو صدایی در نزدیکی واحد ما ، همراه خانوادش زندگی میکنه.

سرو صدای این پسر به قدری زیاده که پدرو مادرش تقریبا هرروز ازمون عذر خواهی میکنن!

چند وقت پیش  رفته بودم دیدن مامانش و این بچه هم مشغول شیطنتای خودش از نوع بچه های بیش فعال بود!! البته نمیدونم بیش فعال هست یا نه ولی رفتارش وحشتناکه.

در تمام مدتی که با مادرش صحبت می کردم انواع و اقسام میوه ها و وسایل بازی و بشقاب و چنگالی بود که به طرفم پرتاب می شد. بخاطر بیگناهی نگاهش و پاکی لبخندش تحمل می کردم تا اینکه رفت طرف چاقوی میوه خوری.

با لبخند و محبت ازش خواهش کردم بیاد پیشم و با هم میوه بخوریم و بعد آروم چاقو رو توی دستم نگهداشتم تا بهش دسترسی نداشته باشه.

فکر میکنید چی شد؟

هیچی... این بچه تخس و شیطون و غیر قابل کنترل با لبخندی به بزرگی تمام هیکلش خودش رو پرت کرد در آغوشم و سرش رو روی شونم گذاشت.

مامانش گفت " شما دعواش نکردید ذوق زده شده.

 

درگوشی:

- محبت زبان بین المللی است که سن و لغت و فرهنگ نمیشناسه

- هنوز شیرینی نگاهش  بهم لذت میبخشه

- چقدر خوبه مثل بچه ها در ابراز احساساتمون صادق باشیم.

- چرا وقتی بزرگ می شیم دلمون محبت میخواد ولی پشت پرده  غرور و بی تفاوتی پنهانش میکنیم؟

- خوب تکلیف مخاطبمون با ما چیه؟ چطوری باید مارو کشف کنه آخه؟

- عشق چیه؟

/ 6 نظر / 2 بازدید
نغمه

واااااااای نمیدونم بچه های الان بیشترشون بیش فعالن فک کنم به خاطر اینه که قدیما باز خونه ها حیاط دار بود ولی الان چی بچه ها باید تو قوطی کبریت بزرگ شن یادش بخیر پارسال اسفندماه تو سفرم به مشهد با بسیج یه خانمی بود که یه پسر داشت این انقدر بیش فعاااال بود یعنی از سرو کولت بالا میرفت و چقدر اینجور بچه ها به خودشونم آسیب میزنن. عمه ی این پسره هم مسئول بسیج بود که خیلی دل به دلش می داد و البته یه جاهایی هم که کفری میشد تنبیهش میکرد اساسی و این بچه ها انقدر یه بار که اذیت میکرد من یهو برگشتم گفتم طاها اگه یه دفعه دیگه شیطونی کنی از پنجره پرتت میکنم بیرونا[خنده]بعدم یهو حواسم به مامانه و عمه هه نبود میگم عین میمون هی بالا پایین میکنه[قهقهه]اول خودم متوجه نشدم بعد دیدم هم اتاقیام ترکیدن از خنده متوجه شدم چی گفتم حالا هی میگفتم من منظورم از میمون حیون بودنش نبودا منظورم ورجه وورجه کردنش بود[خنده]البته خداییشم منظورم به ورجه کردنش بود ولی خیلی بده بیش فعال بودن و چقدر خونواده های این بچه ها سختشون میشه و البته موردم داشتیم بچه بیش فعال ولی مامانه ریلکس انگار نه انگار اتفاقی افتاده[نیشخند]

خواهر طوفانی

یعنی الآن بد تر ازین هم میتونست باشه ؟! خیلی وقته که تو نت فعالیت نمیکنم. الآن رفتم وبلاگِ نیلوفری ! با خوندنِ کامنتِ نغمه جون ... اینم که از شما !! من با همتون قهرم [گریه]

نغمه

خواهر طوفانی خوشگلم نگران نباش من شوخی کردم منم بخام وب رو ول کنم اون مث مستک چسبیده بهم ول کن نیست[خنده] کلن من همیشه وقت داشته باشم نت بیام اول میام سراغ وب ها و منم زمانی دیگه شاید فعالیت نداشته باشم که دیگه دوستام ننویسن وگرنه من همچنان هستم[بغل]

مریم بانو

خب میشه گفت که فعالیت بچه های امروزی خیییییلییییی زیاده و خدا نکنه که خانوده ها هم سعی نکنن بچه راه درست تخلیه انر}یش رو پیدا کنه!! اما دنیای بچه ها رو دوست دارم.خعلی زیااااااد[لبخند][قلب]

خواهر طوفانی

[گریه].... الآن شدم یه ح ِ بچه ! که با هیچ حرفی قانع نمیشه! و فقط میخواد قهر کنه !

رضا.م

فک نکن ما جیگریم !! این پست مال وب قبلیته !! هی به ما بنداز !