گریز از مرکز !

اینم یک روش برخورد با اتفاقات و هیجاناته!

همیشه فکر میکردم  که آدم مقاومی هستم و در برخورد با ناگواری ها ، خودم رو نمیبازم .

وقتی خبر  شاد کننده و یا ناراحت کننده ای رو میشنوم در ظاهرم چیزی بیانگر احساساتم نیست و همه فکر میکنند که یا خیلی روی اعصابم کنترل دارم و یا اینکه بسیار بی احساس و بی تفاوتم !

ولی واقعیت ماجرا اینه که بطور اتوماتیک ، برخورد با ماجرا رو به تعویق میندازم ! یعنی اول مثل خبری که به من ربطی نداره باهاش روبرو میشم و بعد ها آروم آروم عمق ماجرا رو درک میکنم.... عمیق و کامل !

یه جور فرار از موقعیت !

اینطوری بیشتر حسش میکنم ... هم شادی رو و هم اندوه رو .

 

درگوشی:

- دیگران رو ساده قضاوت نکنیم!

/ 7 نظر / 2 بازدید
رهگذر

منم همین جورم حدودا

حسین

الان دقیقا دارم در گوشی شما رو رعایت میکنم

کوه استوار

سلام کاش منم اینجوری بودم. فکر کنم بهتر باشه[متفکر] تا اینکه مثل من، تمام احساس و احوالت از تو چهره ات معلوم باشه[اوه]

حسین

یک دوست خوب رو از دست میدادم

مریم بانو

چشم. دارم سعی می کنم که به درگوشیتون عمل کنم. [گل]

مریم بانو

خب منم دارم سعی می کنم. و یواشکی بگم با کارم و قضاوتم باعث رنجش شدم (ناخواسته ها _ فقط حسمو مطرح کردم - اما خرابکاری بود[خجالت]) برای همین دارم سعی می کنم.[گل]