بالاتر از شفا

هممون دیدیم که یه معتاد چه وابستگی سختی به موادش داره و هر چقدر تصمیم به ترک میگیره نمیشه!  

گاهی ما  (مثل معتادا ) از پس خودمون بر نمیایم  زورمون به خودمون نمیرسه تا در مورد خاصی خوب باشیم   تجربه ی تلاش های متعددی داشتیم و همشون هم به شکست کشیده شده  عزممون دوام نداره و بارها بارها خلاف قول و وعده ی خودمون رفتار میکنیم :(

  خودمون رو به خدا نشون میدیم و میگیم " دیگه از پس  "این"  بر نمیام !

إنَّ النَّفسَ لَأمّارۀٌ بالسوء إلا ما رَحِمَ ربی ... نفس من مرا به بدی امر میکند مگر اینکه خداوند بر من رحم کند ( و مرا نجات بخشد )

اونوقت بعدِ مدت کوتاهی حس میکنیم اون اعتیاد ذهنی امون از بین رفته و کاری که قبلا در سالیان متمادیِ تلاش ، نتونستیم انجام بدیم داریم به راحتی انجامش میدیم !!

چقدر شفا گرفتن نیاز به شُکر و سپاسگزاری داره؟ چه کاری میتونه پاسخگوی این لطف خاصه باشه؟ چی میتونه التیام بخش تاسفی باشه که از یادآوری ایام مهجوریت به انسان دست میده؟

 

درگوشی:

- وقتی میبینی نمیتونی برای تشکر کاری برای خدا بکنی چون لوازم تشکر از خداوند رو در طی سالیانی که گذشت برای خودت فراهم نکردی ؛  چقدر حس غم وجودت رو میگیره ...

 




/ 2 نظر / 5 بازدید
مریم بانو

واقعا چکار باید کرد؟ به این فکر نرسیم. یعنی به موقعیتی که فکر کنیم الان اون حالته بوجود اومده؟ [افسوس]

لحظات ناب حضور خدا کاش همیشه همراهمون باشه. خدایی که فریاد میزنه ادعونی استجب لکم و ما بی خیال از کنارش رد میشیم و خدا در حسرت یه نگاه هر روز در انتظار کسیه که صداش رو نشنیده گرفته. شاید هم اصلا صداش رو نشنیده......