دکتر جان !

رفتم دندونپزشکی و آقای دکتر همینطور که داره روی دندونم کار میکنه کلی هم باهام آروم آروم حرف میزنه و حال بابا و مامان رو میپرسه   از وضعیت دانشگاه سوال میکنه  از آب سد کرج که حدود 40 در صد خالیه ( ادعای ایشون بود مسئولیتش با خود ایشونه )چشمک از اینکه روی یونیت راحتم یا نه ؟!! منم در پاسخ به سوالای مداوم جناب دکتر ،تنها کاری که میتونستم انجام بدم استفاده ی مکرر از پلک های چشمم و صداهای نامفهوم از حنجره ی مبارک بود!

نمیدونم دکتر نمیفهمید وقتی دستش تا آرنج توی حلق بنده است و سرم مثل یه زندونی بین بازوهاش گیر کرده و کلا صدای مته رو اعصابمه من چطوری باید جوابشون رو بدم؟

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
حسین

اولا مته نه و فرز ثانیا شما چرا میرید پیش دکتر اقا؟[ابرو]ما تعصب داریم ها[منتظر] [نیشخند]

حسین

[نیشخند] والا من چند وقت پیش رفتم کلینیک دندان پزشکی فکر الان دکتر اقا میاد اما یک خانم جوان اومد البته با دستکش اما خب حدود شرعی رو رعایت نمیکرد هر چی هم من خواستم رعایت کنم نشد که نشد چون دیگه پایه صفحه وسایل نمیزاشت فاصله رو رعایت کنم[خجالت] خلاصه عذاب الیم بود[خنثی] اگه شما سرتون زندونی بود من کلا به بدترین نحو ممکن زندونی بودم اصلا زندونی چیه اسارتی بود برای خودش(آیکون پیاز داغ اضافه[نیشخند]) بعد هم بله شما رمان غرور و تعصب رو خوندین؟ این داستان من و شما و اقای دندون پزشک هم فرز و تعصبه[زبان]

رهگذر

والا چه بیفکرن این دندون پزشکا :)

رهگذر

والا چه بیفکرن این دندون پزشکا :)

رهگذر

چه قالبتون آشناست ها :)

حسین

میخوام صد سال سیاه دوباره این توفیق نصیبم نشه[خنثی] دقیقا تا همین حد[زبان]

حسین

[متفکر][قهر] [نیشخند]