چه همه انتظار بودم ، چه همه ناز بودی !

سه روز برای دیدنت افسانه بافتم

ذوق کردم

تدارک دیدم 

شربت درست کردم

شیرینی خریدم

لباس انتخاب کردم

خانه را  با وسواس تمیز کردم

برایت نامه نوشتم

انتظار کشیدم و قدم زدم و بیتابی  کردم

با تخیل لحظه ورودت  ’ لحظه رویاروئیت هیجان زده شدم و اشک ریختم و لبخند زدم

زنگ خانه فریاد زد

از پشت آیفون تعداد همراهانت را شمردم . یکی یکی وارد شدند . با همه سلام و احوالپرسی کردم ... چشمانم تو را جستجو کرد

اما ’

اما تو نیامدی ... نیامدی ... نیامدی

و چه آواری بر سر من فرود آمد

چه بغضی مهمان افسرده گلویم شد

چه در خودم مچاله شدم

تو نیامدی !! نیامدی !

/ 9 نظر / 10 بازدید
کوه استوار

سلام به هیدرای عزیزم[قلب] امیدوارم که حالتون خوب باشه.[بغل] عیدتون مبارک[گل][هورا][گل][هورا][گل][هورا]

امید

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست... سلام عیدتون مبارک[گل][گل]

مریم

کی رو می فرمایین؟؟؟؟ [خرخون][خرخون] [نیشخند]

مریم

چرا از خودشون نپرسیدین خوووو؟ میان یا .... نمیان....

مریم

[گل][گل] [قلب]

رضا.م

حالا فرصت هست ! یه روز دیگه مزاحم میشیم !

مرتضی

همه هست آرزویم که ببینم از تو روئی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزوئی[گل][گل][گل]