سادگی = آسایش

چیزی که زندگی رو سخت تر و پیچیده تر از حد معمولش میکنه تقیّداتیه که ما برای خودمون درست کردیم! این تقیداتِ غیر لازم گاهی چنان مارو به زحمت میندازه  که ترجیح میدیم  یه چیز درست و صحیح رو کنار بذاریم تا دچار فشار اون اجبارهای بیخود نشیم!!

امشب  یه مهمونی 20 نفره داشتم که چون وقتم کم بود و از طرفی هم جسما خیلی سر حال نبودم مثل دفعات قبل خودم رو به زحمت ننداختم و یه نوع غذا بیشتر درست نکردم که اونم غذای ساده ای بود.

( سبزی پلو با مرغ زعفرونی + بورانی ماست و موسیر + دوغ + ترشی هفت بیجار و دیگر هیچ )

البته چای و نسکافه و شکلات و میوه و آجیل هم به راه بود

خودم زیاد خسته نشدم و غذا هم خیلی زیاد نیومد ... مهمونا هم بابت سادگی سفره که به سلامتی و سبکی در شب کمک میکرد تشکر کردند. ( البته مهمونا غریبه نبودن ... نمیدونم اگر کمی غریبه بودن بازم میتونستم بی خیال نوع دوم و سوم غذا و دسر بشم یا نه ؟ )

به هر حال وقتی همه رفتن با خودم فکر کردم که اگر زندگی ساده تر بود محبت و اشتیاق بیشتری برای دیدار هم داشتیم .

حیف که انقدر فرهنگمون رو با تفنن و تجمل آمیخته کردیم که اگر ریخت و پاش های بیخود انجام نشه ، مهمونا احساس میکنن بهشون توهین شده !!

 

درگوشی:

- نمیدونم چرا وقتی خسته ام حس میکنم دلم گرفته !

- هوا چقدر گرم شده !! من از گرما بیزارم. از آفتاب   از هوای ساکن   از نور خورشید   از عرق کردن  از جونورای چندش آور گرما  ... خدایا نمیشه من تابستونا به خواب تابستونی برم و تا پاییز بیدار نشم ؟؟!

- نمی دونم چرا حالم گرفته است ؟! به نظرتون چرا؟ مهمونی خوب بود. همه ریلکس بودن ... ولی دلم گرفته !

 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پژمان

مجدد سلام مادر خوبم[نیشخند] یه بی کاری می گفت وقتی بی دلیل دل آدم می گیره یعنی اینکه اونور ماجرا یکی هست که دلتنگت شده. البته اینا همه شعره که می بافن من قبول ندارم. به نظرم چون از خودمون راضی نیستیم و دلیل عدم رضایتمون رو ناخداگاه سرکوب میکنیم اینطوری به صورت دل گرفتگی حاد درجه یک نشون میده[دروغگو]

امید

میگن که به جای لعنت به تاریکی چراغی روشن کن در گوشه ای هم مشاهده شده که : به جای لعنت به گرما کولری روشن کن[نیشخند]

مرتضی

شب آرزوهاست … قاصدکی به دست باد دادم و عهد بسته ام تا رسیدنش به مقصد برایت دعا بخوانم نگاهت به آسمان باشد چرا که من بهترین آرزوها را برایت به قاصدک سپردم تا به خدا برساند.[گل][گل][گل]

رضا

چرا حالت گرفته س بعد مهونی ؟ اینو بهش میگن تیکلا اور نانسی فرناندز ! فارسی ش میشه سندروم عذاب وجدان تک خوری !! تنها تنها مهمونی می گیری دعوت نمی کنی .. حالا پژمان هیچی ..من شنیدم عمل امحا و احشا داشته توسط دکتر بهروز عشقی ! دعوت نکردنش جای تعجب نداره .. ماها چی ؟! اغا مال دل نداریم ؟این غذا های اعیونی درس می کنی ؟ بعد میگی ببخشید کم بود ؟! ترشی هفت بیجار رو من کجای دلم بذارم اخه ؟! نکن این کارو !

رضا

منو باز ؟! من چشمم اون ماهی فیاتر رو گرفته ! خیلی خوشگله ! شکم پر باشه و ابدار لدفن !

مرتضی

آخه خواهر من وقتی ما در ساعت 21:08 پنج شنبه مورخ 94/2/3 که مصادف بوده با شب آرزوها،برای شما کامنت فرستادیم معنی و مفهومش این بوده که در اون شب به یادتون بودیم و براتون بهترین ها رو ارزو کردیم. یعنی آی کیو در حد....... آهای جماعت ببینید ما با کی ها شدیم 70 میلیون نفررررررررر!!!!!![نیشخند][خنده][نیشخند]

پژمان

برادر رضا جان اول سلام علیکم دوما این که ننه ماست برای یه دونه پسرش تره هم خورد نمی کنه. شما که جای خود داری .[ناراحت] راه حلش اینه همین روزها بریم یه ماه هوار شیم سرشون. مجبور بشه از صبح بپزه تا شب [مغرور] راستی ننه آخر وجه مشترک من و رضا رو متوجه نشدی ها!!!!!

رها

منم جدیدا همین روشو در پیش گرفتم. خیلیم خوبه. دیگه از صبح خودمو هلاک نمی کنم. برای همین وقتی مهمونا میان سرحال ترمو بیشتر می تونم بهشون برم [لبخند]

شاهین

نمیدونم چه حکمتیه بعضی مهمونیا ادمو مریض و کسل میکنن!! من وقتی خاله کوچیکم میاد ب فنا میرم! خیلی خسته میشم! علت اصلیشم بد قلقی بچشه. یه بچه دو ساله ست هااا ولی خودش تنهایی اندازه یه مهمونی 30 نفره زحمت داره[اوه]

محمد

آفرین درستش هم همینه آفرین --- زرق و برق هم بجاش خوبه[چشمک] اما نباید عادت بشه ---