دو طرفه !

تدریس ، بهترین شیوه برای یادگیری است.

در طول این سالهایی که تدریس کرده ام برای دیگران مفاهیم جدید را توضیح داده ام و برای خودم  هم ، همان مفاهیم را تعمیق کرده ام . همیشه در فرایند تعلیم و تعلم ، یادگیریِ دو طرفه جاری است.

البته همواره آموزش، مختص مطالب درسی مصوب نیست گاهی تجربه هایی منتقل میشود که بسیار مهم تر از اصل درس است.

از همان اولین سالی که کارم را شروع کردم بسیاری از دانشجویانم از خودم بزرگتر بوده اند .در سالهای اولیه این مسئله برایم مهم نبود . انسان وقتی جوان است فکر میکند که بهتر از همه دنیا میفهمد و عمل میکند! ولی رفته رفته وقتی خودم کمی پخته تر شدم فهمیدم که تجربه از دانش مهمتر است اگرچه نقش دانش غیر قابل انکار است.

خلاصه اینکه الان برای دانشجویانی که همسن خودم و یا بزرگتر از خودم هستند احترام ویژه ای قائلم و وقتی در مورد چیزی اظهار نظر میکنند با دقت گوش میکنم. در لابلای نظرهایشان همیشه چیزی برای یاد گرفتن وجود دارد و از همه لطیف تر اینکه اغلبشون محبت مادرانه ای را ابراز میکنند که بسیار لذت بخش است . البته  در مورد آقایون، احتیاط آمیز رفتار میکنم. در مورد مردها قبلا راحت تر بودم ولی این سالها حس میکنم برخورد با مردان ، مثل راه رفتن روی لبه تیزی است که باید مراقب باشم نه به خودم، و نه به آنها و نه به زندگی خانوادگیشون آسیبی وارد نشود!

توضیح بیشتری را لازم نمیبینم فقط عمیقا درک کرده ام که حتی خوشرویی ام هم باید کنترل شده باشد .این به منزله سست بودن مردان و یا بدگمانی ام  نسبت به آنان نیست. اتفاقا نهایت ادب و احترام در آن نهفته است. احترام به خودم تا حریمم حفظ شود و احترام به آنها ، تا رضایتشان نسبت به زندگی شخصی اشان کم نشود. ولی در مورد خانمها با کمال میل خودم را در معرض محبت مادرانه و لطف زنانه اشان قرار میدهم :))

 

درگوشی:

- این ترم خانمی در بین دانشجویانم مینشیند که حدود 10 سال قبل هم دانشجویم بوده است !! با همتی تحسین برانگیز ، شروع به یادگیری ِ گرایش دیگری از رشته اش کرده است.

- هر وقت نگاهم با چشمانش تلاقی میکند حس میکنم لطف و محبت احترام آمیزی وجودم را نوازش میکند.

- گمان میکنم برای فرزندان این مادر بسیار لذت بخش خواهد بود که همپای خودشان ، مادر را نیز در حال یادگیری میبینند.

-  پسر  یکی از همکاران فرمودند که خواهان دختری میباشند که اصلا تمایلی به کار کردن در بیرون منزل نداشته باشند  چون به قدر کافی در سنین رشد، غذای سرد را بعنوان نهار میل فرمودند و دیگر در زندگی شخصی تمایلی به تکرار این تجربه ندارند . (قابل توجه دخترانی که بدون احتیاج و فقط بخاطر جو اجتماعی بدنبال پیدا کردن کار هستند ) !چشمک

/ 8 نظر / 2 بازدید
حسین

یعنی ارتباطتون با من هم لبه تیغ و این حرفاست؟

حسین

[خجالت] بله پسر فراموش کارتون رو ببخشید

رضا.م

با من که فک کنم رو لبه کارد و قمه و شمشیره ! فمینستم شدی دیگه ! فقط خانوما ! لطف و محبت احترام امیزی که بله یادت باشه ! من قبلا دانشجوت بودم ! استاد گوشه چشمی ! نمره ای ! ده ! به پسر همکارت بفرمیییو که به همون غذای سرد راضی باش ! و گرنه باید به غذای بی نمک و شور و سوخته و اینا بسنده کنی !!

حسین

متشکرم(الان جای آیکون ممنوعه خالیه [نیشخند])

حسین

همین ایکون های احساسی[نیشخند] در مورد شما نمیشه استفاده کرد[زبان]

مریم بانو

راه رفتن روی لبه ی تیز[تایید] [لبخند] [قلب]

رضا.م

ایکون های احساسی رو فقط نیلوفر و خواهر طوفانی می تونن استفاده کنن !

کوه استوار

وای وای از این آقایون سر کلاس. دیووونه میشم از دستشون. مخصوصا این ریزه میزه هاشون که تازه اومدن دانشگاه و احساس می کنن کلی چیز بلدن[عصبانی]