اسمش تنبلیه ؟

انقدر دکتر رفتن رو به تاخیر انداختم که بعضی از علائم ظاهری  تشدید شدن و دیگه دارن منو میترسونن!!

این هفته تقریبا میشه گفت طرف راست بدنم کلا بی حس بوده  یا داشته گزگز میکرده ...

سرزنش خودمم فایده ای نداره . نمیدونم چرا همیشه با دکتر رفتن مشکل داشتم .انگار بهم میگن کوه قاف رو جابه جا کن ! همین اندازه برام سنگین و سخته !!

بررسی کردم دیدم اووووووووووه چقدر باید دکتر برم من بیچاره !!

1/ چشم پزشکی که الان مدت 5 ساله مراجعه نکردم

2/ گوارش که آخرین بار 15 سال پیش رفتم !!

3/ پوست و مو که اونم فکر کنم 10 سالی هست نرفتم

4/ارتوپد بخاطر درد پا و کمر ’ که اینو 1/5 ساله دیگه پیگیری نکردم

5/متخصص تغذیه که بازم بالای 20 ساله تصمیم دارم بهش سر بزنم

6/ برای سرماخوردگی و انفلوانزا هم که تقریبا هیچوقت نمیرم دکتر ...

تا به حال از زیرش در میرفتم ... حالا حس خوبی به دکتر رفتن نداشتم یا کلا خیلی برای سلامتی خودم برنامه ریزی نمیکردم رو نمیدونم فقط میدونم که هر چقدر به خودم بی توجه بودم  نسبت به اطرافیانم بسیار دقیق و با برنامه ریزی برخورد میکردم و میکنم. مامان و بابا و خواهرم و همسرم وحتی دوستانم...

اما مدتیه که علائم نگرانم میکنن .همش حس میکنم در شرف ابتلا به یه بیماری سخت و سنگینم ولی بازم وقتی به دردسرای دکتر رفتن ’ اونم تو گرما فکر میکنم میگم  "بیخیال... آدم نباید بیخودی حساس باشه "

کاش کسی بود که بهم میگفت چه مرگمه ؟!

/ 4 نظر / 5 بازدید
مریم

سلام استاد. خدا نکنه مریض باشین. انشالله که چیز خاصی نیست. اینطوری فکر نکنین. پیروز و سلامت و مستدام:))

مرتضی

می دونید من عقیده دارم آدم هائی که برای خودشون وقت نمی گذارند هیچگاه برای دیگران هم وقت نمی گذارند یا اگر هم می گذارند اون لدتی را که باید از اینکار ببرند،هرگز نخواهند برد. دوست خوب و مهربانم توصیه می کنم همیشه و همیشه برای خودتون بخصوص در مورد مسائل پزشکی وقت کافی بگذارید.[لبخند][گل]

مرتضی

سلام اصلا قصد این را نداشتم که زحمات و مهربانی های شما رو در حق نزدیکانتان را زیر سوال ببرم که اگر این کار را کرده ام صمیمانه از شما دوست عزیزم پوزش می خواهم. امیدوارم گه بر این کمترین ببخشید.[گل]

محمد

سلام منم تا زمانی که مرگم قطعی نشده دکتر نمیرم اصلا بدم میاد از محیطش، از آمپول، گاهی وقتا از خودشون