تغییر یا بقا ؟

وقتی از شرایطتت ناراضی باشی سعی میکنی تغییرش بدی و وقتی تغییرش دادی اوائل خیلی تند حرکت میکنی و خوشحالی!  

بعدش یه کم سرد میشی و حرکتت کند میشه و درست در همین لحظات ، با کوچکترین یادآوریِ گذشته ، حس میکنی دلت برای اون روزا تنگ شده ... همون روزایی که دلت میخواست تغییرشون بدی !!

 

درگوشی:

- بعضیا میگن ریشه ی کلمه " انسان " از " انس " گرفته شده  چون انسان با همه چیز سریع اخت میشه و انس میگیره !... حتی با روزای بد زندگیش !!!

- الان برام از همراه اول  پیامکی اومد که یه هویی منو پرت کرد به تابستون دو سال پیش !

- صبوری میکنم و میگذره !

/ 14 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

من میدونم به دختراتون گفتین فقط به من نمیگین[اوغ] [زبان]

حسین

نخیر اصلا از این خبرا نیست دخترا میرن فقط پسر ادم براش میمونه[زبان]

حسین

من هم تو این جامعه هستم ها[مغرور] نمونه بارز یک پسر مادر دوست

حسین

من پاییز ندارم که بخوام جوجه بشمارم حسین پسر همیشه بهاره[مغرور] + افطاریتون ارزونیتون پسر نمیدیم بهتون[نیشخند]

مریم بانو

انسان . . . گاهی که تو شرایطی قرار میگیرم که یاد گذشته ای که هم خاطره انگیز بوده و هم الان برام سخت؛ می تونم بگم : این نیز بگذرد. هعیی دختر همراز مادره[بغل]

زاهارا

دنیا هم براما پر رو شده هرچی ما صبوری میکنیم اون پر رویی میکنه هرچی میگذرونیم ومحلش نمیگذاریم میگه بذار ایندفعه یه جور دیگه رومو نشون بدم پرم از دلهره که مبادا دوباره این دنیای بی وفا بهم حسودی کنه ویه چیزایی رو بدزده

پژمان

من خیلی دلم می خواست مستقل بشم . البته شرایطی پیش اومد که اجبارا مستقل شدم . ولی حالا آرزو میکنم دوباره بتونم با پدر و مادرم زندگی کنم . آخ چه روزهای خوبی بود[گریه]

خواهر طوفانی

آقا حسین ، هیدرایی به من گفتن ولی گفتن که به شما نگم[مغرور][عینک]

خواهر طوفانی

هیدرایی ؟ چند سال دیگه که خودم به تنهایی اومدم تهران ، منو خونتون راه میدین!؟[پلک]