جنگجوی سیامی!

چند روز قبل از عید رفته بودم باغ گل تا برای پاندانوس توی هال یه زیر گلدونی شکیل بخرم که چشمم افتاد به تعدادی ماهی بسیار زیبا که تک تک  توی یه شیشه گذاشته و روی هم چیده شده بود ... ماهی های کوچک با رنگ های متنوع و با باله و دم های افشان بسیار زیبا ... قرمز و سبز و لاجوردی و سفید و ....

خلاصه رنگین کمونی بود بیشتر از 24 رنگ !!

شیفته وار زانو زدم و مدتی بهشون نگاه کردم. هر کدوم از هر کدوم زیباتر و شگفت آورتر!

وقتی یه تکون کوچیک به  شیشه اشون میدادم حالت حمله به خودشون میگرفتن و باله ها و دمشون رو باز میکردن و جلوی چشمام برگی از زیبایی خلقت به نمایش در میومد !

واقعا خدا چطوری بدون توجه به ظرفیت من اینا رو خلق کرده ؟!! حساب نکرد شاید از زیبائیشون نفسم بند بیاد و در جا برم دار باقی ؟؟!نیشخند

ماهی های " فیاتر " که مشهور شدن به  " جنگجوهای سیامی "  ... ( البته کارشناسان میگن اینا دو نوع مختلف هستن ولی اشتباهی هردوشون رو یکی فرض کردن )

 

 

میخواستم دو تا ازشون بخرم که تنها نباشه که فروشنده گفت اینا نر هستن و همدیگه رو میزنن ! 

چون سد ذهنی ام در مورد خرید ماهی شکسته شده بود ( مایل نیستم جانداری رو که خدا آزاد خلق کرده زندانی کنم تا فقط از دیدنش لذت ببرم ) رفتم و در یه اقدام بسیار نادر دو تا ماهی قرمز هم خریدم !! کاری که از بچگی دیگه مرتکبش نشده بودم .

یه گلدون شیشه ای تنگ مانند داشتم که با گل های مصنوعی پر شده بود . فوری گل هاش رو خارج کردم و هر سه ماهی رو انداختم توش ... چقدر جذاب بود دیدن رنگهاشون و دیدن سه تا موجود زنده کوچولو که من مثلا سرپرستیشون رو قبول کرده بودم !

اما بعد از یه مدت کوتاهی دیدم فیاتر دائم دنبال ماهی قرمزا میکنه و اونا هم فرار میکنن... اول فکر کردم دارن بازی میکنن و اهمیتی ندادم ولی بعد از مدت کوتاهی ماهی قرمزا از بیقراری دور تنگ اینور اونور میرفتن. فوری فیاتر رو بیرون آوردم و توی یه تنگ کوچیک انداختمش.   ... اما دوباره دیدم ماهی قرمزا بیقرارن ! نگو فیاتر از توی تنگ خودش داره برای اونا خط و نشون میکشه و باله هاش رو باز کرده و اون دیوونه ها هم توی تنگ جدای خودشون میترسن و بیخودی فرار میکنن !زبان

تنگ فیاتر رو گذاشتم روی ضلع دیگه کانتر آشپزخونه و بین تنگ ها وسایل تزئینی گذاشتم تا نگاهشون هم به هم نیفته نیشخند

فیاتر آروم گرفت و باله هاش رو جمع کرد و رفت ته تنگ و بیحرکت ایستاد .

بعد از یه ساعت دلم برای فیاتر سوخت . دیدن اون در حالیکه رفته بود ته تنگ و مغموم و تنها تو خودش بود دلم رو به درد اورد. با خودم گفتم که  فروشنده گفته یه نر از جنس خودش رو میزنه اینا که با هم هم جنس نیستن شاید داشته باهاشون بازی میکرده خب ! دوباره انداختمش پیش ماهی قرمزا ....

اما چشمتون روز بد نبینه که ورودش به تنگ ماهی قرمزا همان و دنبال کردن ماهی قرمزا هم همان !! از همون لحظه اول شروع کرد به تعقیب اونا ... دوباره ماهی قرمزا از ترس فرار میکردن و بی هدف اینور  اونور میرفتن... مجبور شدم دوباره جداش کنم و بذارمش توی تنگ خودش تنها بمونه.  دلم از تنهاییش به درد میاد هرچند که خودش باعث این وضع شده ! 

الان نزدیک یه ماهه که کار من شده مراقبت از سه تا ماهی کوچولو ...

درگوشی:

- تحمل نکردن رقیب’ روش همه زیبارویان دنیاست انگار !

- به جای ماهی قرمز که یه ماهی رودخونه ایه ’ فیاتر بخریم که هم زیباتره و هم آکواریومیه و توی تنگ احساس زندانی بودن بهش دست نمیده !

-وقتی بهشون غذا میدم اون لحظه ای که میان رو سطح و غذا شون رومیبلعن خیلی جذابه برام.

- ماهی قرمزا رو چند وقت دیگه توی حوضچه پارک محل رها میکنم و احتمالا فیاتر رو مدت بیشتر نگه میدارم و اونم بعد از مدتی رها میکنم ... البته این یکی رو هنوز نمیدونم باید کجا رها کنم ؟!

- این بار دومه که این پست رو مینویسم ! بار اول پرشین بلعید  ! و پسش نداد !

- احوالات شما ؟

/ 7 نظر / 4 بازدید
سجاد

بخـنــد هــرچـنــد غـمـگینــی بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ... بخنـــد ببخــش و فرامـوش کـــن هــرچـنــد میدانم ... آســـان نــیســـت. سلام وبلاگ قشنگی داری. خوشحال میشم به منم سر بزنید و نظرتو راجع به وبم بگی. پیشاپیش ممنون

شاهین

نکن گناه دارن اون دو تا گلد فیش بیچاره اگر بندازیشون تو استخرای روباز کم عمق اونم تو پارک بخاطر رنگ قرمزشون خیلی زود میشن غذای کلاغا فایتر کلن همینطوریه. حتا ماده ی خودشم میزنه. خیلی از ماهیا اینطورن. همنوع خاری بین ماهیا شایعه[نیشخند][نیشخند]

آدم زاد

سلام بر مادر عزیزم[گل] مامان جان ماهی گلی ها رو بهتره بندازی تو همون حوضچه های پارک ها. اگه قسمت باشه زنده می مونن وگرنه خوراک گربه یا کلاغ ها میشن. ولی فایتر رو می تونی دو سه سال نگه داری بعد خودش پیر میشه و می میره. ولی انصافا مثل من به فکر زن دادنش نباش. اینا معمولا با جفتشون هم نمی سازن[خنده] البته به جای بزرگی هم نیاز ندارن. بزار همونجا باشه زندگیش رو بکنه. شما به جای فکر کردن به عاقبت نیم گرم ماهی بیا به فکر پسر 80 کیلویی خودت باش[مغرور]

ساقی

یک ماهه تو موضوع به این مهمی رو داشتی و مغزت قفل کرده بوده؟! نصف این موضوعاتو دست من بده، روزی 4 تا پس باهاش می ذارم! [نیشخند]

امید

چرا فیاتر رو جدا کردید ؟ خب ماهی قرمزا رو ار فیاتر جدا می کردید [نیشخند] مامانه منم وقتی به ماهیامون غذا میده انگار داره به بچه هاش غذا میده باهاشون صحبت میکنه! من حاضرم که بیاید فیاتر رو توو اکواریوم خونه ما رها کنید[نیشخند]

امید

فایتره یا فیاتر آخر ؟[نیشخند]

امید

ای بابا ! پس کجایید شما ؟