رقت انگیز !

انسان است دیگر...

به نسیمی دلخوش میشود و به ارزنی ناامید !

 در یکی از ملاقات ها ، اندیشه ای عجول همچون شهابی زودگذر از ذهنم  رد شد

برای هفته ای دلخوش بودم و هر از گاهی یادآوری میکردم و در لابلای ساعات و لحظه های خاکستری ،  به نور شمعی از دور دلگرم میشدم و بعد هم خیلی زود از یاد میبردم!

... امروز از خستگی به خواب رفتم و خواب دیدم که آن نگاه ویژه ، معنا دارد !!

ذوق زده بودم در خواب !

اما دیری نپائید که با آژیر بی هنگام تکنولوژی ، هراسان از خیال رویایی خودم بیرون شدم!

دلم به درد آمد!!

 تهی بودن تا حدی که دلم به خواب و خیالی گرم باشد  ؟! 

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید

بانو! غبار نشسته بر آینه دنیا ....

زاهارا

چیه تو هم موبالت رو میذاری بالای سرت خوب وقتی میخوای خواب خوب ببینی کلا باطری گوشیت رو دربیار [نیشخند]اینروزها در خواب میشه به رویاها رسید که با این پیشرفت علمی در واقعیت نمیشه

جناب افت اخیز شما همه مسیر زندگی را اسم وبلاگت گذاشتی هر وقت که دنیا خیلی بهت سخت گرفت دو حالت وجود داره یا فردا برات فرجی میشه یا از این که هست بدتر میشه اما من همیشه وقتی به گذشته نگاه میکنم خیلی به خودم گفتم از این دیگه سخت تر نیست یا امروز سخت ترین روز زندگیم بود یا کاش این روز ندیده بودم اما همش گذشته حتما آینده هم در کنار روزهای خوش روزهای سخت داره اما خوب ما زندگی دیگه کلا همش چند سال مگه هست که بخواهیم اینقدر به سختی هاش بد و بیراه بگیم یا کدوم سختی همیشگی وقتی خود زندگی همیشگی نیست؟ ارادتمند

جناب افت اخیز شما همه مسیر زندگی را اسم وبلاگت گذاشتی هر وقت که دنیا خیلی بهت سخت گرفت دو حالت وجود داره یا فردا برات فرجی میشه یا از این که هست بدتر میشه اما من همیشه وقتی به گذشته نگاه میکنم خیلی به خودم گفتم از این دیگه سخت تر نیست یا امروز سخت ترین روز زندگیم بود یا کاش این روز ندیده بودم اما همش گذشته حتما آینده هم در کنار روزهای خوش روزهای سخت داره اما خوب ما زندگی دیگه کلا همش چند سال مگه هست که بخواهیم اینقدر به سختی هاش بد و بیراه بگیم یا کدوم سختی همیشگی وقتی خود زندگی همیشگی نیست؟ ارادتمند

اکبر

سلام زیبا بود از آن استفاده کردم

ساقی

حالا چی بود؟ [متفکر] شهود عرفانی؟! فک کنم قدما چون موبایل نداشتن هی شهود می کردن! [نیشخند]

مريم

هيدرا خانوم تا مطلبتو خوندم يهويي دلم ريخت پايين يني انگار حرف دلمو نوشته بودي منم گاهي خيلي تحت تاثير خوابهام قرار مي گيرم خصوصا كه گهگاهي تعبير هم مي شه يه پست ديگت هم خيلي دلمو لرزوند پست من همان خاكم كه بودم اون قضيه بعد 40 سالگي شايدتا يك هفته باخودم درگير بودم هنوزم تا يادم ميادش دلم مي ريزه حرفهات خيلي به دل مي شينه خانوم

نغمه

[رویا] سلام هیدرای عزیز خوبین انشالله؟ خوبه که از کارتون برا خاطر مامان خانمتون کم کردین. انشالله که مثمر ثمر باشه و سلامت باشن مامانتون[قلب]

نغمه

فدات مهربونم شکر خوبم[نیشخند]من هم هستم و هم نیستم[عینک] روزگار رو میگذرونیم... انشالله که شاد و سلامت باشی هیدرایی مهربون[ماچ]

مرتضی

ولی بعضی از این خواب و خیال ها به قدری شیرین هستند که عمری مزه شون در دل آدم باقی می مونه.[لبخند][گل]