... آسان نمود اول ...

وقتی که وبهای انتخابی ام را یکی بعد از دیگری میبندم بدون آنکه  آن ها را خوانده باشم،

وقتی  که تمام کردن غذای  اندک بشقابم ، مرا تا مرز تهوع پیش میبرد،

وقتی انبوه برگه های تصحیح نشده روی میز تلنبار شده است و من بی هدف فقط وبگردی میکنم ،

وقتی به خاک نِشسته بر روی گلدان نگاه میکنم و بی اعتنا رویم را برمیگردانم ،

وقتی حوصله ی آشپزی ندارم

وقتی هر چه فکر میکنم نمیفهمم چرا بهانه جور کردم تا از زیر میهمانی فامیلی فرار کنم و در خانه بمانم و الکی وب های نخوانده ای را باز و بسته کنم ،

وقتی دردی مبهم را حس میکنم که دقیقا نمیتوانم به مرکزش اشاره کنم ،

 وفتی بیشتر از یک ساعت در تختم غلت میخورم و خوابم نمیبرد

وقتی از خودم میپرسم امروز چه کار مثبتی انجام داده ام و هیچ چیزی یادم نمیآید،

وقتی...

همه ی این ها یعنی کلافه ام!  یعنی خیلی کلافه ام ! 

یعنی به قول حافظ " ... ولی افتاده مشکل ها " !!!

/ 9 نظر / 4 بازدید
نگار

هیدرا جان سلام: چی شده هیدرا؟؟؟ چرا این روزها این قدر کلافه ای؟؟؟ به خودت سخت نگیر. احتمالاً مشغله این روزهات خیلی زیاده. از بین کارهات یک کار کوچیک را انتخاب کن که بتونی زود تمومش کنی. این طوری حالت بهتر می شه و انرژی می گیری. ذهنت هم برای انجام کارهای بعدی باز می شه و می تونی برنامه ریزی کنی. من گردگیری منزل را پیشنهاد می کنم.

حسین

کلافه چرا ؟ پاشید برید بیرون یک بستنی زعفرونی دو آتیشه [نیشخند] بزنید بر بدن همچین تاثیر میزاره که نگو اصلا معجره میکنه

حسین

حیف که ما با هم سبب و نسبی و کلا به هیچ روشی نسبتی نداریم وگرنه الان در خونتون بودم این مشکل رو براتون حل میکردم[زبان][خوشمزه]

آزاده

این حسی که شما دارید سراغ همه میاد من هم بعضی روزها انقدر کلافه هستم که دست به هیچ کاری تو خونه نمی تونم بزنم طبیعی ست چند روز دیگه بر می گردید سر جای اول . راستی قالب نو مبارک وبلاگتون زیباتر شد . همیشه شاد باشید و امیدوار عزیز

نغمه

سلااااام هیدرای عزیزم این حس هرازگاهی سراغ همه میاد... انشالله هر چه زودتر ازش بیای بیرون...

حسین

مجبور!!! نــــــــــــــــــه شما همیشه مختارید اصلا سرکار خانم هیدرا مختار خوبه؟[زبان]

حسین

مختار فامیلی هم میشه ها

حسین

جسارتاً کی مچبورتون میکنه؟!!!